نصایح عرفانی مرحوم شاه آبادی

مواردی که در ذیل می آید برخی از نصایح عرفانی مرحوم شاه آبادی است که از

قول امام ، نقل شده است :

عرفانی

قوای جوانی
شیخ جلیل ما و عارف بزرگوار، آقای شاه آبادی روحی فداه فرمودند:
« تا قوای جوانی و نشاط آن باقی است، بهتر می توان قیام کرد در مقابل مفاسد
اخلاقی، و خوب تر می توان وظایف انسانیه را انجام داد.
مگذارید این قوا از دست برود و روزگار پیری پیش آید که موفق شدن در آن حال، مشکل
است و بر فرض موفق شدن، زحمت اصلاح خیلی زیاد است
 

لعن اشخاص

شیخ عارف ما، روحی فداه می فرمود:

« هیچ وقت لعن شخصی نکنید، گر چه به کافری که ندانید از این عالم

( چگونه

) منتقل شده، مگر آن که ولی معصومی از حال بعد از مردن او اطلاع دهد. زیرا ک

ه ممکن است در وقت مردن، مؤمن شده باشد. پس لعن به عنوان کلی بکنید.»

 

تعبیر به کافر نکنید در قلب

به نفس و شیطان بگویید ممکن است این شخصی که مبتلاست

به معصیت، دارای

ملکه ای باشد، یا ( دارای) اعمال دیگری باشد که خدای تعالی او را به رحمت

خود مستغرق کند و نور آن خُلق و ملکه، او را هدایت کند و منجر شود کار او به

حُسن عاقبت

شاید آن شخص را خدا مبتلا به معصیت کرده تا مبتلای به عُجب که از معصیت بدتر

است نشود. و شاید من به واسطه ی همین بدبینی، کارم منجر به بدی عاقبت شود.

شیخ جلیل ما، عارف کامل، شاه آبادی روحی فداه می فرمودند:

« تعبیر به کافر نیز نکنید در قلب: شاید نور فطرتش او را هدایت کند و این تعبیر و

سرزنش، کار شما را منجر به سوء عاقبت کند.»

( البته) امر به معروف و نهی از منکر، غیر از تعبیر قلبی است. بلکه می فرمودند:

« کفاری را که معلوم نیست با حال کفر از این عالم منتقل شدند لعن نکنید؛ شاید

در حال رفتن، هدایت شده باشند و ورحانیت آن ها مانع از ترقیات شما شود.»

در هر حال، نفس و شیطان، شما را وارد مرحله ی اولی از عجب می کنند. کم کم،

از این مرحله شما را به مرحله ی دیگر و از آن به درجه ی بالاتر، تا بالاخره کار انسان

را به جایی برساند که به ایمان یا اعمال خود، به ولی نعمت خویش و مالک الملوک

منت گذاری کند.

عارف کامل

سیره ی اخلاقی پیامبر گرامی اسلام (ص)

سیره ی اخلاقی پیامبر گرامی اسلام (ص)

یا محمد

اخلاق نبوی

قـرآن کـریـم ، هـدف بـعـثـت را، تـزکـیـه و تـهـذیـب روح ، و تـرویـج و نـهـادیـنه سازی فضائل انسانی

در جان آدمی معرفی کرده است و در آیات متعددی تزکیه و پرورش را بر تـعـلیـم و آمـوزش ‍

مـقـدم شـمـرده اسـت . از سوی دیگر خداوند پیامبر اعظم (ص ) را در میان انـبـیـای الهـی بـه

صـفـت خـلق نـیـکـو و عظیم ستوده است . و پـیـامـبـر اسـلام نـیـز بـه صـراحـت هـدف بـعـثـت

مـبـارکـش را تـکـمـیـل و تـمـیـم اخلاق و فضائل انسانی اعلام نمود و به پیروانش ایـن گـونـه

سـفـارش کـرد کـه ((اخـلاق پسندیده برای شما لازم است و خداوند برای همین اصل مرا مبعوث

فرموده است .))

گـرچـه سخن گفتن و نوشتن درباره صفات اخلاقی پیامبر کاری است بس دشوار، آن چنان که :

یک دهان خواهم به پهنای فلک

تـا بـگـویـم وصـف آن رشـگ مـلک

ولی مـاءیـوس هـم نـبـایـد بـود و بـه اندازه توان خود برای معالجه دردهای مزمن روحی و اخلاقی

جامعه از گنجینه عظیم کمالات و فضایل اخلاقی پیامبر باید استفاده کرد.

آب دریا را اگر نتوان کشید

هم به قدر تشنگی باید چشید

اکنون برگه هایی از کتاب قطور و گرانسنگ صفات و رفتارهای گوناگون و پسندیده اخـلاقـی

دوران زنـدگی پیامبر اعظم (ص ) را با یکدیگر می خوانیم تا ضمن پی بردن بـه گـوشـه هایی از

فضایل و کمالات پیامبر اسلام (ص ) با پیروی و بهره گیری از رفتارهای آن بزرگوار راه رسیدن به

خوشبختی را هموار سازیم .

1. ساده زیستی

رهبر بزرگ جهان اسلام از نظر امکانات مادی و زندگی همطراز طبقات پایین جامعه آن روز زنـدگـی

می کرد و از تنوع طلبی و تجمل گرایی پرهیز داشت . حضرت علی (ع ) زهد و پارسایی و ساده

زیستی پیامبر را چنین توصیف می فرماید:((پیامبر از دنیا چندان نخورد کـه دهـان را پـر کند و به

دنیا به گوشه چشم نگریست ، دو پهلویش از تمام مردم فرو رفـتـه تـر و شـکـمـش از هـمـه خـالی

تـر بـود.... پـیـامـبـر بـا دل از دنـیـا روی گـردانـد و یـادش را از جـان خـود ریـشـه کـن کرد و همواره

دوست داشت تا جـاذبـه هـای دنـیـا از دیـدگـانـش پـنـهان ماند. و از آن لباس ‍ زیبایی تهیه نکند. و

آن را قـرارگـاه دائمـی خـود نـکـند.))

((پیامبر دنیا را کوچک شمرد و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه داد. آن را خوار می شمرد و در

نـزد دیـگران خوار و بی مقدار معرفی فرمود؛ و می دانست که خداوند برای احترام به ارزش او

دنیا را از او دور ساخت و آن را برای ناچیز بودنش به دیگران بخشید. پیامبر از جان و دل به دنیا

پشت کرد و یاد آن را در دلش میراند. دوست می داشت که زینت های دنیا از چـشـم او دور

نـگـهـداشـته شود تا از آن لباس فاخری تهیه نسازد یا اقامت در آن را آرزو نکند.

2. مهرورزی

بـرجـسـتـه تـریـن شـاخـصه سیره اخلاقی پیامبر رحمت ، عطوفت و محبت ایشان است محبت و

صـمـیمیت پیامبر(ص ) به قدری گسترده بود که نزدیک ترین افراد خانواده ، اصحاب و یاران و حتی

اسیران دشمن و گناهکاران تحت الشعاع پر مهر و صمیمیت و مهربانی پیامبر قـرار مـی گـرفـتـنـد،

قـرآن رمـز مـوفـقـیـت رهـبـری و پـیـامـبـری رسـول اعـظـم (ص ) را هـمـیـن صـمـیـمـیـت ،

مـهـربـانـی و عـطـوفـت او مـی دانـد. آن حـضـرت پـیوسته جویای حـال اصـحـاب خـود بـود، اگـر سـه

روز یـکـی از آنـان را نـمـی دیـد احـوال او را مـی پرسید، اگر در مسافرت بود در حقش دعا می

کرد، اگر حضور داشت به دیـدارش مـی شـتـافـت و اگـر در بـستر بیماری قرار داشت به عیادتش

می رفت .

دیگر جلوه مهربانی پیامبر رفتار صمیمانه ایشان در برابر کودکان بود که جداگانه بـه آن خـواهـیـم

پـرداخت . کودکانی را که برای دعا یا نامگذاری خدمت حضرت می آوردند، بـرخـی اوقـات طـفـل در

دامـن پـیـامـبـر بول می کرد اطرافیان با لحن عتاب آلود به کودک فـریـاد مـی زدنـد امـا پـیـامـبـر آن

هـا را از ایـن کـار مـنـع مـی کـرد و مـی گـفـت بـگـذاریـد طـفـل آزاد بـاشـد. هـنگامی که مراسم دعا

یا نام گذاری به پایان می رسید پیامبر لباس خود را تطهیر می کرد.

نـمـونـه ای دیـگـر از جـلوه هـای مـهـربـانـی پیامبر، رفتار هدایتگرانه و صمیمانه او با اسـیـران

جـنـگـی اسـت . در یـکـی از سـریـه هـا، رئیـس اهل یمامه را اسیر کرده و نزد حضرت آوردند.

حضرت هر روز برای او غذا می فرستاد و او را بـه اسـلام دعـوت مـی کرد. روزی به او فرمود: من

تو را در انتخاب کردن یکی از سه چیز مخیر می کنم : اول آن که تو را بکشم . در جواب گفت اگر

چنین کنی بدان که شخصیت بزرگی را به قتل رسانده ای . فرمود: دوم آن که مالی را عوض خود

فدیه بدهی و آزاد شـوی . گـفـت قـیـمـت مـن گـران اسـت و قـوم مـن بـایـد مـبـلغ زیـادی را بـرای

آزادی مـن تـحـمـل کنند. آنگاه رسول خدا(ص ) فرمود: راه سوم آن است که بر تو منت گذارم و

آزادت کـنـم . گفت اگر چنین کنی مرا فردی سپاسگزار خواهی یافت . پیامبر دستور داد او را آزاد

کـردنـد. وی پـس از ایـمـان آوردن گـفـت : قـسـم به خدا، هنگامی که تو را دیدم دانستم که

پـیـامـبـر هستی و هیچ کس را در جهان بیشتر از تو دشمن نداشتم و اکنون تو محبوب ترین افـراد

نـزد مـن هـستی .

3. معاشرت عمومی

پـیـامـبـر اکرم (ص ) هر گاه به مجلسی وارد می شد در نزدیک ترین جای خالی می نشست

جلسات او با اصحاب بی آلایش و حلقه وار بود به گونه ای که اگر کسی از بیرون وارد مـی شـد

پـیامبر را نمی شناخت ، اجازه نمی داد کسی پیش پایش بایستد، هرگز پای خـود را پـیـش ا

صـحـاب دراز نـمـی کـرد وقـتـی در حـضـور فـردی مـی نـشـسـت تـا قـبـل از رفـتـن او لبـاس و

زیـنـت خـود را از تـن خـارج نـمـی کـرد. بـا غنی و فقیر یکسان مصافحه می کرد و دست خود را

نمی کشید تا طرف دست خود را بکشد. هنگامی که مردم این مـوضـوع را فـهـمیدند وقتی با آن

حضرت مصافحه می کردند، به فوری دست خود را از دسـت آن حضرت می کشیدند. هر گاه بر

مرکبی سوار می شد دیگری را هم سوار می کرد. در جـمـع اصـحـاب و یـاران مـتـنـاسـب با

موضوعات مطروحه سخن می گفت . یکی از یاران پـیـامـبـر می گوید چون با رسول خدا(ص ) می

نشستیم ، اگر از آخرت سخن می گفتیم او نیز با ما راجع به آن صحبت می فرمود و اگر راجع به

دنیا و یا خوردنی و آشامیدنی ها بـحث می شد درباره همان موضوع با ما گفتگو می کرد. به

اصحاب خود می فرمود بدی هـای یـکـدیـگـر را پـیـش مـن بـازگـویـی نکنید. زیرا من دوست دارم با

دلی آرام و خالی از کـدورت نـزد شما بیایم . و هر گاه از مجلسی بر می خاست می فرمود:

سُبْحانَکَاللهُمِ وِ بـِحَمدِکَ اَشهَدُ اَن لا اِله اِلا انت اَستَغفُرکَ وَ اَتوبُ اِلَیک .

 

ادامه نوشته

پیاده روی اربعین در نزد علمای شیعه

تاریخچه حضور علما در راهپیمایی اربعین

اربعین

 

تاریخچه آغاز راهپیمایی اربعین حسینی

تاریخ آغار راهپیمایی اربعین حسینی به سال 61 هجری و تاریخ حادثه

کربلا مربوط است. بنا به روایت علما و مورخین بیستم صفر سال  61

هجری قمری، چهلمین روز کشته‌شدن حسین بن علی (ع) روزی است

که سر مقدس امام حسین (ع) در بازگشت اسرای کربلا به تاریخ بیستم

صفر به جسد مطهر امام برگردانده شده و با پیکر ایشان دفن می شود.

لذا از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران و مورخان شیعه و اهل سنت،

مبنای تاریخی چنین بزرگداشتی، ورود اهل بیت به کربلا در اولین

اربعین حسینی (سال 61 هجری) و دفن سرهای مطهر شهیدان بویژه

سر مقدس امام حسین (ع) در کنار پیکرهای مطهر آنها است.

بنابر منابع تاریخی جابر بن عبدالله، نخستین زائر کربلای معلی است

که  در روز اربعین(به سال 61 هجری) از مدینه به سمت کربلا رهسپار

شده است. اقدام تاریخی جابر بن عبدالله را رهبر معظم انقلاب در

مراسم اول فرودین 1385 اینگونه مورد تاکید و تائید قرار گرفته است:

«شروع جاذبه مغناطیسی حسینی در روز اربعین است، جابربن عبدالله

را از مدینه بلند می‌کند و به کربلا می‌کشند، این همان مغناطیسی است

که امروز هم با گذشت قرن‌های متمادی در دل من و شما هست».

در طول تاریخ، علمای شیعه در هدایت و ترغیب شیفتگان حسینی به

این پیاده روی و زیارت اربعین، نقش اساسی داشته اند و ضمن ارائة

رهنمود، خود نیز در این مراسم شرکت کرده اند. علمایی چون شیخ انصاری

٬ قاضی طباطبایی٬ ملکی تبریزی، بهجت، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی،

سیستانی، وحید خراسانی و جوادی آملی با ذکر اهمیت برگزاری هرچه

باشکوه تر این مراسم، به شرکت شیعیان در آن سفارش کرده اند؛ به

طوری که از گذشته تاکنون، علمای بزرگ شیعه نیز در کنار مردم در

مراسم پیاده روی و زیارت اربعین شرکت می کنند.

علاقه واشتیاق به این مراسم معنوی در میان مراجع تقلید، استادان،

طلاب و روحانیون حوزه علمیه نجف، از شور و حال بیشتری برخوردار

بوده است و اکثر استادان و حتی مراجع تقلید، از گذشته تاکنون در

مراسم پیاده روی و زیارت اربعین شرکت کرده و می‌کنند. لذا مروری

بر حضور علما و شخصیت های تاریخی موضوع نوشتار است..

شیخ میرزا حسین نوری

بسیاری ها شیخ میرزا حسین نوری را احیاء کننده مراسم راهپیمایی

اربعین حسینی در تاریخ معاصر می دانند. حسین محدث نوری فرزند

محمد تقی محدث نوری مازندرانی مؤلف کتاب «مستدرک الوسایل» و

از چهره سرشناس علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری بود. بنابر

اذعان بسیاری ها این مراسم در دوره این بزرگوار به فراموشی سپرده

شده بود که توسط «شیخ میرزا حسین نوری» دوباره احیا می‌شود. این

عالم بزرگوار اولین بار در عید قربان به پیاده‌روی از نجف تا کربلا اقدام

می کند که 3 روز در راه بوده و حدود 30 نفر از دوستان و اطرافیانش

وی را همراهی می‌کرده اند. بنا بر نوشته های تاریخی شیخ بزرگوار

تقریبا هر سال این مراسم را انجام می داد اهمیت خاصی به این مراسم

قائل بوده است. ایشان آخرین بار در سال 1319 هجری با پای پیاده به

زیارت حرم أباعبدالله حسین(ع) رفته است.

گفته می شود؛ مراسم پیاده روی در عصر مرجعیت شیخ مرتضی انصاری

(1214- 1298ق) نیز با شکوه تمام رواج داشته است. در حالی که پس

از وی، این عمل٬ کم ارزش و متعلق به طبقه فقرا و نیازمندان معرفی شد.

اما میرزا حسین نوری، این مراسم را در میان مردم رونق بخشیده است.

مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی که از نزدیک شاهد تلاش استادش بوده،

می نویسد: « استاد ما چون وضع را بدین منوال دید، به این شیوه

خداپسندانه (پیاده روی) همت گماشت ... در سال های بعد، رغبت

مردم و صالحان به این موضوع بیشتر شد و دیگر عار محسوب نمی شد؛

به طوری که در برخی سال ها، تعداد چادرها و خیمه های راه پیمایان،

به سی عدد می رسید و هر چادر به بیست تا سی نفر تعلق داشت و

به این ترتیب، این سنت حسنه، دوباره مرسوم شد و رونق گرفت».(1)

 

ادامه نوشته

عرفان و آزادي در آينه عاشورا

عرفان و آزادي در آينه عاشورا

آزادگی در عاشورا

مقدمه

آنان كه ديندارانه به آزادي مي نگرند، گاهي توهمي را پيش مي كشند و

مي پرسند آيا آزادي بر عدالت نيز مقدم است ؟ و با شگفتي ديده مي شود كه

عدالت را از آزادي برتر مي انگارند و وجودِ اين را به بود يا نمودِ آن مشروط

مي سازند. در ميان اينان آزادي هنوز هم آواره اي بيش نيست؛ چرا كه فرع

را بر اصل مقدم انگاشته اند.

در پاسخي ساده مي توان گفت : خواهش مي كنيم برگرديد و يك بار ديگر

اصول دين ومذهب خويش را برشماريد كه اصول دين ، پنج است و اول توحيد

و دوم عدل . و «توحيد» همان اصلي است كه در روزگار ما «آزادي » ناميده

مي شود و آنان كه با آزادي مخالفند، با اساس اديان آسماني سَرِ ستيز دارند.

به اين گروه بايد همان سخني را گفت كه پيامبر اسلام(ص) دعوت خويش را با

آن آغاز كرد: «قولوا لا اله الاّ الله تفلحوا»(۱)

امير آزادگان حضرت علي (ع) نيز در تأييد و تفسير همين اصل بود كه مي گفت :

«لا تكن عبد غيرك فقد جعلك الله حُرّاً؛(۲) بنده ديگري مباش كه خداوند تو را

آزاد آفريده است».

امام حسن و حسين(ع) و امامان ديگر نيز، همه و همه، براي تكامل و تداوم

همين اصل مي زيستند كه سخن همه باورمندان به قرآن كريم هم صدا با خدا

همين است كه مي گفتند: «كلمه لا اله الاّ الله حصني فمن دخل حصني اَمِن

من عذابي ».(۳) امام حسين (ع) را نيز فقط بايد در سلسله همين

«سلسله الذهب » جست وجو كرد، صد البته با اجتناب و احتراز از باورهاي

بنيان برافكن ِ غاليان و افراطيان كه آنان غافل از «انّك ميّت و انهم ميّتون »(۴)اند

و «انّما انا بشر مثلكم »(۵) و «كنت من قَبْلهِ لمن الغافلين »(۶) و ده ها آيه

ديگر را فراموش كرده اند. كتاب كربلا را تنها با همين رمز مي توان گشود كه

سرور آزادگان خود گفت : «ان لم يكن لكم دين و لاتخافون المعاد فكونوا

احراراً في دنياكم »(۷).

دقت در اصلِ عدل ـ از اصول مذهب و دين ـ، معلوم مي كند كه منظور از

طرح بحث عدل، نفي ِ جبر و اثبات اختيار و آزادي و انتخاب بوده است ؛

اصل توحيد آزادي عقيده و انديشه را ـ پس از رهايي از هرچه و هركه غير

خداست ـ تأمين مي كند و تعميم مي دهد. اصل دوم (عدل ) نيز آزادي بيان

و قلم و عمل را از انسان هاي زنده و باورمند و انديشه مند مي خواهد.

انسانِ بما هو انسان ، انسانيت خود را مديون و محصول ِ همان آزادي فطري

و ذاتي خود مي داند و اينك در غربت خويشتن خويش هم صدا با حافظ خدا

را مي خواند:

در ازل پرتو حُسنت ز تجلّي دم زد

عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد

مدعي خواست كه آيد به تماشاگه راز

دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد

آيا آفريننده انسان ؛ به خود نمي بالد آن گاه كه مي گويد: انّا عرضنا الامانه

علي السموَات و الارض و الجبال فأبين أن يحملنها و اشفقن منها وحملها

الانسان انّه كان ظلوماً جهولا.(۸)

دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست كشيد

قرعه فال به نام من ديوانه زدند

آري، ديوانه بودن حتي به معناي عوامانه و نازل ِ واژه و حتي با فهم فرودين

آن ، بسيار بهتر و برتر از متملّق ماندن و برده بودن است كه خفّت و خواري

بردگي را حيوان نجس العيني چون سگ نيز برنمي تابد.

آدم از بي بصري بندگي آدم كرد

گوهري داشت ولي نزد قباد و جم كرد

يعني در خوي غلامي زسگان پست تر است 

من نديدم كه سگي نزد سگي سرخم كرد

آزادي و عاشورا

«آزادي» و «آزادگي» واژه هاي فارسي، به معناي وارستگي و رهايي ،

مترادف با كلمه «حرّيّت» در عربي است . اين واژه كلمه اي كليدي ، و

ريشه اي در حماسه عاشورا است . ترديد نيست كه آزادي يكي از اصول

بنيادين در حماسه حسيني و قيام عاشورا است . اين دو مفهوم در فرهنگ

مسلمانان، به ويژه در معارف شيعي، تا آنجا پيش رفته است كه مي توان

گفت: دو كلمه «آزادي » و «عاشورا» پيوسته يادآور يكديگرند حتي گاه

معناي يكي به حوزه ديگري وارد مي شود، درست مانند دو كلمه «عدالت »

و «علي(ع)» كه هميشه تداعي گر يكديگرند، چنان كه اگر علي(ع) نبود،

عدالت معناي صحيح خود را در حوزه عمل و ميدان اقدام باز نمي يافت. 

اگرچه از امام حسين (ع) در كتاب هاي تاريخي و متون روايي، بيشتر با كُنيت ِ

پرآوازه «ابوعبدالله» نام برده شده است، اما در متون ادبي و قصايد حماسي

و نيز در لسان شاعران ِ شيعي و بيشتر با كُنيت ِ «ابوالاحرار» و «سرور

آزادگان » شناخته شده است. سخن مستند و معروفي كه امام حسين(ع)

در واپسين لحظات عمرش مي گفت، «منشور آزادي » و «حديث حرّيّت »

خوانده شده است .(۹)

 

 

 

اهتمام عالمان و عارفان به نماز جماعت

نماز جماعت

اهتمام عالمان و عارفان به نماز جماعت

 مرحوم آخوند خراسانی، صاحب «کفایة الاصول » ، در ایام سال در دو نوبت صبح

و مغرب، اقدام به برپایی نماز جماعت می کرد. در ماه مبارک رمضان در سه نوبت

نماز را به جماعت می خواند. ایشان مقید به خواندن نوافل شبانه روزی نیز بود (1) .

× مرحوم آیت الله سید حسن خوانساری رحمه الله، هرگز نماز شب و زیارت عاشورا

و نماز جماعت را ترک نکرد و هرگاه به مسجد نمی رفت، در منزل با زن و فرزند

خود نماز جماعت می خواند. وی بسیار با انصاف بود و با افراد مستمند مواسات

می ورزید و در اصلاح امور مسلمان ها، اهتمام عجیبی داشت. حاکم خوانسار

فرمان داد: مسجد جامعی مخصوص او بسازند که همیشه نماز جمعه و جماعتش در

آن مسجد برپا می شد (2) .

× یکی از علما می گوید: در یکی از ماه های رمضان، از مرحوم حاج شیخ عباس

قمی رحمه الله خواهش کردیم که در مسجد گوهرشاد نماز جماعت برپا کند و امامت

آن را بپذیرد. ایشان اصرار و خواهش ما را قبول کرد و نماز ظهر و عصر را به

جماعت برپا نمود. هر روز جمعیت نمازگزاران فزونی می یافت. هنوز به ده روز

نرسیده بود که مردم اطلاع یافتند و جمعیت فوق العاده زیاد شد. یک روز پس از

اتمام نماز ظهر، آیت الله حاج شیخ عباس قمی به من گفت: «من امروز نمی توانم

نماز عصر بخوانم.» و از مسجد رفتند و دیگر آن سال را برای نماز جماعت نیامدند.

چون خدمت ایشان رسیدم و از علت ترک نماز پرسیدم، گفتند: حقیقت این است که

در رکوع رکعت چهارم متوجه شدم که صدای اقتدا کنندگان پشت سر من - که

می گفتند: «یا الله یاالله...» - از محلی دور به گوش می رسید. این صداها مرا

متوجه کرد که جمعیت زیادی برای نماز آمده اند و این، مرا شادمان کرد و

خوشم آمد. بنابراین من برای امامت نماز جماعت، شایسته نیستم و اهلیت ندارم (3) .»

× امام خمینی رحمه الله می فرمودند: در دوران رضاخان، من از یکی از ائمه

جماعت سؤال کردم: اگر یک وقت رضاخان لباس ها را ممنوع کند و اجازه

پوشیدن لباس روحانی به شما ندهد، چه کار می کنید؟ او گفت: ما توی منزل

می نشینیم و جایی نمی رویم.

گفتم: من اگر پیشنماز بودم و رضاخان لباس را ممنوع می کرد، همان روز

با لباس تغییر یافته، به مسجد می آمدم و به اجتماع می رفتم. نباید اجتماع را

رها کرد و از مردم دور بود (4) .

× یک روز ملاعبدالله تستری رحمه الله به منزل شیخ بهایی رحمه الله رفت.

نزدیک ظهر شد، شیخ بهایی خواهش کرد که نماز ظهر و عصر را به امامت

ایشان بخوانند و به فیض ثواب جماعت نایل گردند. او قبول نمود و آماده برای

نماز شد; ولی ناگهان دیدند ملاعبدالله حرکت کرد و به منزل خود رفت. وقتی

برخی از دوستان علت را پرسیدند، گفت: می خواستم به نماز بایستم، ولی در

نفس چیزی احساس کردم از آن که مانند شیخ بهائی به من اقتدا می کند. متوجه

شدم که خلوص نیت ندارم (5) .

 

ادامه نوشته

عارف کامل حضرت آیت الله کوهستانی (ره )

عارف کامل حضرت آیت الله کوهستانی (ره )

حضرت آیت اللّه کوهستانی، فقیه بزرگ، حکیم فرزانه و عارف وارسته ای بود

که عمر سراسر نورانی اش را در مسیر تهذیب و تزکیه نفس سپری کرد،

اسلام و زمان خویش را شناخت و به دیگران شناسانْد و با تأسیس حوزه

علوم دینی با کمترین امکانات رفاهی، شاگردانی را تربیت کرد که هر کدام،

در عرصه های مختلف، منشأ برکت های فراوانی بودند و هستند.

تولد

در یکی از روزهای 1267 شمسی (1308قمری) در روستای

«کوهستان» از توابع شهرستان «بهشهر» در استان مازندران،

کودکی به دنیا چشم گشود و پدر و مادر را غرق شادمانی کرد.

نام این کودک را «محمد» گذاشتند تا به برکت نام پیامبراکرم

صلی الله علیه و آله ، منشأ حرکت های سازنده و حیات بخش

در جامعه شود و چنین شد.

پدر و مادر

حضرت آیت اللّه کوهستانی در سایه حمایت های پدری پارسا و وارسته،

حضرت آیت اللّه حاج شیخ محمدمهدی کوهستانی و دامان پر مهر مادری با ایمان،

پاکدامن، خردمند و با کفایت، بانو فاطمه کوهستانی، رشد یافت و بالنده شد. پدر،

از عالمان برجسته زمان خویش به حساب می آمد و جز این هم انتظار نمی رفت؛

زیرا در حوزه نجف، از محضر اساتید بزرگی چون آیت اللّه العظمی میرزا

حبیب اللّه رشتی و آیت اللّه العظمی شیخ عبداللّه مازندرانی، بهره های فراوان برد.

مادر نیز قناعت، ساده زیستی، کیاست و تدبیر، از ویژگی های برجسته اش بود.

با وجود شرایط نامناسب معیشتی، همواره به مستمندان رسیدگی می کرد و به

خاندان عصمت و طهارت، به ویژه حضرت سالار شهیدان، اباعبداللّه الحسین

علیه السلام علاقه فراوان داشت.

خودم هزینه اش را تأمین می کنم

از آن جا که مادر حضرت آیت اللّه کوهستانی، زنی لایق و مسئولیت شناس بود،

پس از از دست دادن همسر، ضعف و سستی به خویش راه نداد و به خوبی از

عهده مسئولیت خطیر تربیت تنها یادگارش برآمد. این زن، روحی بزرگ و

همّتی بلند داشت. روزی به او خبر دادند که یکی از تاجران خیرخواه، عده ای از

مؤمنان را تشویق کرد برای مخارج زندگی پسرش، کمک مالی جمع کنند و برایش

به نجف بفرستند. مادر، از این خبر برآشفت و به آن تاجر پیغام فرستاد که:

«شیخ محمد، مقنّی نیست تا برایش جیره جمع کنید. پسرم به این پول ها احتیاج ندارد؛

خودم هزینه اش را تأمین می کنم».

کودکی

مرحوم آیت اللّه کوهستانی، بخشی از دوران کودکی را در

زمان حیات پدر ارجمندش گذراند. استعداد شگفت او، پدر را

برآن داشت تا وی را به مکتب بفرستد و البته خود نیز در تربیت

فرزند، مراقبت کامل داشت؛ اما افسوس که این دوره بسیار

کوتاه بود! هنوز هشت بهار از عمر آیت اللّه کوهستانی سپری

نشده بود که از نعمت وجود پدر فرزانه اش محروم شد. این

حادثه، اگر چه بسیار دردناک بود و مانع از آن شد که ایشان از

فضیلت های بی شمار اخلاقی پدر بهره بیشتری ببرد، ولی

وجود مادری شجاع و باکفایت، توانست گوشه ای از خلأ وجودیِ

پدر را جبران کند و مایه آرامش دل غمگینش باشد.

 

ادامه نوشته

روزه داری در نزد عارفان حقیقی

روزه داری

عارف بالله و سالک بزرگ آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

در کتاب المراقبات به بخشی از آداب و سلوک، ظرایف و ریزه کاری

های معنوی این ماه و روزه داری اش پرداخته است .

شاید برخی این پرسش را مطرح کنند که چرا خداوند براى میهمانش

گرسنگىرا انتخاب کرده است، چون نعمتى بالاتر و بهتر از نعمت شناخت،

نزدیکى و دیدارخداوند نیست و گرسنگى از راههاى نزدیک رسیدن به آن

است .

پس مى بینى که روزه تکلیف نیست بلکه خداوند به وسیله آن تو را بزرگ

داشته و به خاطر واجب نمودن آن بر ما منت دارد و به همین جهت شکر

آن واجب است . و ارزش دعوت خداوند به روزه را در کتابش ، در آیه روزه

، مى فهمى و اگر بدانى که این خطاب ، دعوت تو به سراى پیوستن به

خداست ، از آن لذت برده  و مى فهمى که علت واجب کردن آن کم خوردن

و ضعیف کردن نیروهاست . به همین جهت حیف مى آید که حتى در شب

نیز غذا بخورى  و ممکن است علت هاى دیگر تشریع روزه را نیز درک کنى .

مراتب روزه داری در پس نیّت ها

اما وقتى ارزش کارى را که از تو خواسته شده  فهمیدى ، براى رسیدن به

نتیجه خوب  در جهت انجام درست و اخلاص در آن  تلاش مى کنى. هنگامى

هم که هدف از واجب شدن روزه را دانستى، مى فهمى که چه چیزى باعث

صفا و روشنى یا تیرگى آن مى شود؛ و معنى این حدیث را مى فهمى که “

روزه فقط خوددارى از خوردنى و آشامیدنى نیست و هنگامى که روزه گرفتى،

گوش، چشم و زبانت نیز باید روزه بگیرد.” حتى در بعضى روایات پوست و

مو نیز گفته شده است .

مى فهمى که شایسته نیست نیّت و هدف روزه، فقط مجازات نشدن یا به

دست آوردن پاداش و بهشت و ناز و نعمت باشد؛ گرچه با روزه این دو نیز به

دست مى آید بلکه سزاوار است هدف و نیت روزه نزد یکى انسان به خداوند

و همسایگى و خشنودى او باشد و حتى از این حد نیز بالاتر آمده و خود این

عمل را به خاطر این که انسان را از صفات حیوانى خارج و به صفات روحانى

نزدیک مى گرداند، نزدیک شدن به خدا بداند، نه وسیله اى براى نزدیک شدن

به او. بعد از درک این مطالب با کمى تأمل مى توانى بفهمى که هر کار یا حال

یا سخنى که تو را از مقامهاى بلند حضور در درگاه خدا دور سازد، مخالف

مراد مولایت از مشرف نمودن تو به این دعوت و میهمانى است . و راضى

نمى شوى در خانه میهمانى این پادشاه بزرگ – که تو را با این نزدیکى و

مشرف نمودن نزدیک گردانده است و عالم به نهانى هاى تو و آنچه در قلب

تو مى گذرد، مى باشد – در حالى که به تو توجه دارد، از او غافل باشى .

و راضى نمى شوى که از او روى بگردانى در حالى که به تو روى کرده است.

عقل انسان این را از کارهاى بسیار زشت مى داند که حتى دوست حاضر

نیست با دوستش چنین عملى انجام دهد؛ ولى خداوند به خاطر مداراى با

بندگان، آسان گرفته و تکلیف آنان را کمتر از توانایی شان قرار داده است .

بندگان خوب از این هم بالاتر رفته و با آقاى خود در مورد واجب و حرام آن

گونه عمل مى کنند که شایسته حق آقایى و بندگى است و کسى را که

در این مورد کوتاهى کند، پست و حقیر مى دانند.

 

 

ادامه نوشته

شعبان مقدمه ی ماه رمضان

ماه شعبان مقدمه ی ورود به ماه رمضان 

ماه شعبان

ماه شعبان المعظم ماه نیایشِ عارفانه و دانشگاه ترقی و ماه خودسازی و تهذیب و تزکیه

نفس است. ماه رجب و شعبان را برای کسب این آمادگی و درک هرچه بیشتر عظمت

ماه رمضان قرار داده اند.

ماه شعبان از ایام الله بندگان و مومنان حقیقت جو است. شعبان تنها ماهی است

كه در آن، شهادت هیچ یك از ائمه معصوم واقع نشده است.

ماه سرور اهلبیت علیهم السلام و عاشقان است.

چند نکته

اول: شخصیت های بزرگ و ارزشمند خاندان ائمه اطهار علیهم السلام در

این ماه شعبان پای به گیتی گذاشته اند که سبب فخر انسان های آزاده و

دوستدارانش تا قیام قیامت می باشند.

دوم: ماه شعبان ماه بسیار شریفی بوده و منسوب به پیامبر اکرم(ص) است.

و ماه دعا و مناجات و نیایش بندگان و ماه ورود به ماه مهمانی خدا که همه بندگان

به انتظار شهرالله و ضیافه الله نشسته اند.

ماه شعبان را ماه خودسازی و تهذیب و تزکیه نفس و پالایش می دانند.

تا با قلبی آکنده از مهر و محبت الهی وارد به رمضان گردند. در اینجا برآنیم

تا جایگاه و عظمت این ماه را به ترسیم بکشیم. و در دریای زلال مناجات

شعبانیه به تماشا نشینیم و از رهنمود بزرگان و عارفان در حوزه معرفتی

شعبان بهره گیریم. باشد که معرفت خود را افزایش داده و مهم تر آنکه مرد

عمل باشیم تا نوشتار!.

دعوت به شعبان المعظم

ماه شعبان مقدمه ماه رمضان است و ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. و آنکه

دل خود را از پیش آماده ساخته باشد می تواند بهره ای فراوان از رزق های

دنیایی و آخرتی آن برگیرد.

خداوند دگر بار درهای رحمتش را به سوی بندگان گشوده و آنها را در قرقگاه

زمانی قرار داده که در آن ارض و عرش به هم نزدیک گشته اند. ماه شعبان با

همه برکات بی پایانش فرا رسیده است، ماه دعا و عبادت، ماهی که پیغمبر(ص)

تا آخر عمر، آن را بزرگ می داشتند و در مقابل آن خضوع می کردند و خود را

به صیام و قیام در ماه شعبان عادت داده بودند.

شعبان دهلیز ماه رمضان

ماه شعبان، دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهی است.

اگر کسی وارد آن شود و همت کند می تواند بهره ای بسیار از توفیق و قرب الهی

برگیرد. بهره ای که مخصوص ماه رمضان است و در ماه های دیگر یافت نمی شود.

کسی که صرفا به روزه آن دل ببندد اندکی از نعمات این دریای بی نهایت را

خواهد چشید. اما آنها که از پیش خود را آماده ساخته اند، توشه ای بسیار از این

رحمت الهی برای خود و دیگران برمی گیرند.ماه رجب و شعبان را برای کسب

این آمادگی و درک هرچه بیشتر عظمت ماه رمضان قرار داده اند.

اللهم وفقنا لصیامه و قیامه 

زندگی از نظر عارفان حقیقی

نگاه همه جانبه به زندگی 

بـه رغـم نـظر کسانی که قائل به جدایی دین از دنیا و نیز دنیا از آخرت اند

و هدف بـعـثـت انـبـیـا را تـنـهـا آخرت و خداپرستی می دانند و درصدد رواج 

سکولاریسم (جدا انـگـاری دین از دنیا) می باشند، در تفکراسلام ناب محمدی

(ص) دین و دنیا چنان به هم آمـیـخـتـه و در هـم تـنـیـده انـد که به هیچ وجه

از یکدیگر تفکیک نمی پذیرند. در آیات و روایـات اسـلامـی رویـکـرد یک جانبه

به دین یعنی توجه تام به عبادت و معنویت و ترک دنـیـا، بـه انـگـیزه زهدگرایی

محض و رهبانیت، مطرود بوده و از آن به شدت نهی و نکوهش شده است.

سیره رسول اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) در زندگی خودشان و نیز در

برخورد با کـسـانی چون عثمان بن مظعون و جمعی دیگر مانند او که به

زهدگرایی افراطی و ترک دنـیـا روی آورده بـودنـد، گواه روشنی بر صدق این

ادعا است.

خداوند در سوره مائده آیه 87 می فرماید: «یا أیها الذین ءامنوا لا تحرموا

طیبات ما أحل الله لکم و لا تعتدوا إن الله لا یحب المعتدین؛ ‏اى مؤمنان!

چیزهاى پاکیزه را که خدا براى شما حلال کرده حرام نکنید و از حد مگذرید که

خداوند متجاوزان را دوست نمی‏دارد». یعنى دستور می‏دهد آنچه را که خدا بر

ایشان حلال کرده بر خود حرام نکنند، و این تحریم حلال یا به این میشود که

در مقابل حلیت شارع حرمتش را تشریع کنند، و یا به این می‏شود که کسى

از انجام آن عمل حلال جلوگیرى نموده یا خودش از انجامش امتناع بورزد، چه

همه اینها تحریم و منع و در حقیقت نزاع با خداى سبحان است در سلطنت او،

و تجاوز به اوست، و پر معلوم است که این نزاع و تجاوز با ایمان به خدا و آیات

خدا سازگار نیست، و لذا در آیه مورد بحث نهى از این عمل را صادر کرده و

فرموده: «یا أیها الذین آمنوا...»

پس در حقیقت معناى آیه این است: حرام نکنید آنچه را که خدا برایتان حلال

کرده، با اینکه ایمان به خدا آورده ‏اید و خود را تسلیم امر او نموده ‏اید. و ذیل

آیه بعدى هم که میفرماید: «و اتقوا الله الذی أنتم به مؤمنون؛ و از آن

خدايى كه بدو ايمان داريد پروا داريد» (مائده/ 88). این معنا را که آیه هم تشریع

و هم جلوگیرى و هم امتناع را شامل است تایید می‏کند، و اینکه کلمه «طیبات»

را اضافه کرده است به جمله «أحل الله لکم» با اینکه کلام بدون ذکر آن هم

تمام بود، براى این بود که به تتمیم جهت نهى اشاره کرده باشد، و بفهماند

تحریم حلال علاوه بر اینکه تجاوز از حد بندگى و معارضه با سلطنت خدا و مناقض

با ایمان و تسلیم است، خروج از حکم فطرت هم هست، زیرا فطرت، خود هر

حلالى را پاکیزه و طیب می‏داند، و از آنها هیچ نفرتى ندارد، کما اینکه در آیه ذیل

که رسول خدا (ص) شریعتى را که آورده توصیف میفرماید و از این معنایى که

گفتیم خبر داده، یعنى آنچه را که حلال است طیب و آنچه را که حرام است

خبیث و پلید دانسته، و فرموده است: «الذین یتبعون الرسول النبی الأمی

الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراة و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و

ینهاهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع

عنهم إصرهم و الأغلال التی کانت علیهم؛ مردم باتقوا همانهایند که پیروى

می‏کنند رسول و نبى درس نخوانده ‏اى را که اسم مبارکش را در کتابهاى خود

 انجیل و تورات نوشته یافتند، پیغمبرى را که به معروف امرشان میکند و از منکر

نهی‏شان میفرماید و طیبات را برایشان حلال و پلیدیها را برایشان حرام می‏نماید

و تکلیف‏هاى گران و عهد و میثاق‏هاى سنگین که شریعت‏هاى سابق بدوش ایشان

گذاشته بودند از دوششان برمیدارد» (اعراف/ 157). و به همین معنایى که بیان

کردیم تایید می‏شود که:


ادامه نوشته

ویژگی های خاص حضرت زهرا (سلام الله علیها )

یا فاطمه

ویژگی‌های خاص "حضرت فاطمه زهرا(س)"

حضرت فاطمه زهرا(س) علیها السلام در زندگى خود داراى ویژگى خاصى بودند.

از ابتداى خلقت تا پایان عمر، که عبارتند از:

۱- اولین ویژگى آن حضرت خلقت آن حضرت است از نور خدا 

امام صادق علیه السلام از پیامبر (صلى الله علیه وآله ) روایت مى کنند: که 

خداوند عز و جل فاطمه علیها السلام را از نور خود خلق کرد قبل از آنکه آدم را بیافریند.
 
 
و نام فاطمه مشتقشده از نام خداوند به پیامبر (صلى الله علیه وآله ) دستور مى دهد
 
 
که چهل روز در خلوت ، شبها به عبادت و روزها را روزه دارى کند و بعد از اتمام این مدت
 
 
براى او طعام بهشتى مى فرستد.
 
۲- یکى دیگر از ویژگی هاى منحصر به فرد صدیقه طاهره علیها السلام ، تکلم کردن
 
او در رحم با مادر عزیزش بود که او را در سختی هاى تسلى مى داد. 
 
۳- سومین ویژگى آن حضرت اینکه : به هنگام تولدش برترین زنان قابله اش ‍ بودند
 
و بعد از تولد نور وجودش تمام خانه هاى مکه را روشن کرد و او را با آب کوثر شستشو دادند و او
 
لب به سخن گشود که خدایى جز الله نیست و پدرم پیامبر خدا و شوهرم جانشین او و
 
 
فرزندانم امامان بعد از او هستند.
 
هم چنین در روایت آمده است که حورالعین و بهشتیان یکدیگر را در ولادت آن حضرت
 
بشارت دادند و جشن میلاد گرفتند.
 
۴- رشد و نمو آن حضرت :
 
امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه علیها السلام رشد جسمى خود را آغاز نمود
 
به طورى که در هر روز به اندازه یک هفته و در هر هفته به اندازه یک ماه و در هر ماه
 
به اندازه یک سال کودکان هم سن خود رشد مى نمود.
 
۵- ازدواج آسمانى :
 
عقد او در آسمانها بسته شد، پیامبر (صلى الله علیه وآله ) به على علیه السلام فرمود:
 
که یا على عده اى از مردم مرا در مورد ازدواج فاطمه سرزنش کرده و گفتند: او را به
 
مرد فقیرى دادى ، به آنان گفتم : من او را به همسرى على علیه السلام در نیاوردم ،
 
بلکه خداوند واسطه این ازدواج بود، همانا خداوند مى فرماید: اگر على علیه السلام را
 
نیافریده بودم براى دخترت فاطمه بر روى زمین از آدم تا کنون کفو و همتایى نبود.
 
 
 
ادامه نوشته

 مؤلفه هاي عرفان قرآنی ـ اهل بیتی

                مؤلفه هاي عرفان قرآنی ـ اهل بیتی

اصالت در عرفان از آن عمل و طی مقامات و منازل است که در اصطلاح

به آن "سیر و سلوک" اطلاق می شود. هر کدام از واژه های سیر و سلوک

دارای بار معنايی و معرفتی خاص خود می باشد؛ چه این که سیر ناظر به

دیدن مناظر و تجربه های بین راهی و نظر به زیبائی های منازل حرکت درونی

و شدن شهودی از آغاز تا انجام است؛ و سلوک فتح قاره های معنوی و

فتوحات غیبی است که سالک منزل به منزل و مقام به مقام تا دیدار دوست

پیش می رود یا به تعبیر دیگر پله پله تا ملاقات با خدا بالا مي رود.

در قرآن و آموزه های وحیانی با واژه ها و عبارات و لغاتی مواجهیم که از

سیر و سلوک و طی طریق الی الله و فی الله حکایت می کنند مثل: فرار، تبتل،

صیرورت، تصعید، سیر و اسراء و... همچنین در نهج البلاعه با آموزه ها و

گزاره ها و لغات و جملاتی بر خورد می کنیم که معانی عمیق و دقیق سلوکی

دارد و ناظر به عرفان عملی است. بر اساس معارف قرآنی ـ اهل بیتی،

مؤلفه ها و عناصر وجودی عرفان عملي عبارتند از:

1. شریعت محوری

در عرفان قرآنی ـ اهل بیتی سلوک بر مدار شریعت می گردد و سیر و سفر

معنوی تنها بر فلک باید و نباید های الهی و وحیانی است. اين عرفان، از

رهگذر بندگی و عبودیت در چارچوب شریعت شکل می گیرد و همه اعمال

سالک بر طبق موازین شریعت اسلامی صورت می پذیرد و عمل به شریعت،

در همه مراحل سلوک، لازم و قطعی تلقی می شود و سالک هرگز از آن

بی نیاز نمی گردد. شریعت در اصل به معنای "راه روشن" و راه ورود به

نهرها است.1شریعت به معنای مجموعه باید و نبایدها یا احکام فقهی اسلام

است که در قالب وجوب، حرمت، اباحه، استحباب و کراهت، ظهور یافته است.

شريعت راهی است که از آن، به آبی که مایه حیات است مي رسيم.

در عرفان حقیقی برای عارف در حقیقت دو حکم بیشتر متصور نیست 1. وجوب

2. حرمت؛ زیرا عارف مستحب را ملحق به واجب سلوکی و مکروه و مباح را

ملحق به حرام سلوکی برای خود می کند. پس عارف بیش و پیش از هر کسی

بایسته است تا شریعت گرا و فقه محور باشد. البته شریعت، حقیقت واحد

ذو مراتبی است که از لایه های دیگر آن به طریقت و حقیقت تعبیر می شود

چنان که از پیامبراکرم(ص) نقل شده است که فرمود:

"الشَّرِيعَةُ أَقْوَالِي وَ الطَّرِيقَةُ أَقْعالِي وَ الْحَقِيقَةُ أَحْوَالِي..."2

بنابراین شرع الهی و وضع نبوی، حقیقت واحدی است که مشتمل بر شریعت

و طریقت و حقیقت است. و این اسماء بر آن حقیقت واحد بر سبیل ترادف و

به اعتبار گوناگون صادق است.3

"سلوک عرفانی"، بدون التزام عملی به شریعت، نتیجه بخش نیست؛ لذا

شریعت گروی برای همه اصحاب سیر و سلوک لازم است. "سقوط تکلیف"

نه تنها در هیچ مرتبه ای از مراتب و هیچ منزلی از منازل معنوی، اعتبار ندارد

بلکه تکلیف، بیشتر و وظایف، دشوارتر می شود و افراد هر چه به خداوند

تقرب بیشتری داشته باشند، تکالیف سنگین تری دارند؛ زیرا "حَسَنَاتُ‏ الْأَبْرَارِ

سَيِّئَاتُ الْمُقَرَّبِينَ"4.

عرفان فاقد شریعت، عرفان نیست، بلکه سراب است وموجب ضلالت و فساد،

و فرجامی جز ندامت و پشیمانی ندارد. علی(ع) فرمود:

"أَلَا وَ إِنَّ شَرَائِعَ الدِّينِ وَاحِدَةٌ وَ سُبُلَهُ قَاصِدَةٌ مَنْ أَخَذَ بِهَا لَحِقَ وَ غَنِمَ وَ مَنْ

وَقَفَ عَنْهَا ضَلَّ وَ نَدِمَ"5 

التزام به شریعت تنها با انجام واجبات و ترک محرمات، تحقق نمی یابد و آدمی

را در زمره "متقین" که در حقیقت عارفانند، قرار نمی دهد؛ مگر آنکه برای

پرهیز از در افتادن در آنچه از دیدگاه شریعت ممنوع است، حتی از اموری که

ممنوع نیستند نیز بپرهیزد؛ چنان که از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود:

"لَا يَبْلُغُ الْعَبْدُ أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُتَّقِينَ حَتَّى يَدَعَ مَا لَا بَأْسَ بِهِ حَذَراً مِمَّا بِهِ الْبَأْس"6
بر اساس آموزه های نبوی(ص) کسی که در عمل، ملتزم به آموزه های قرآن

نیست و آنچه را قرآن، حرام کرده، حلال می شمرد، اساساً به قرآن ایمان نیاورده

است تا چه رسد به اینکه سالک و رهرو کوی دوست به شمار آید. پیامبر اعظم

(ص) فرمود:‏ "مَا آمَنَ بِالْقُرْآنِ مَنِ اسْتَحَلَّ حَرَامَه".7‏
امام خمینی(ره) بر لزوم عمل به ظاهر شريعت و ابتنای سلوک بر شریعت تأکید

کرده و فرموده است: "بدان كه هيچ راهى در معارف الهيه پيموده نمى شود مگر

آن كه ابتدا كند انسان از ظاهر شريعت، و تا انسان متأدب به آداب شريعت حقه

نشود، هيچ يك از اخلاق حسنه از براى او به حقيقت پيدا نشود، و ممكن نيست

كه نور معرفت الهى در قلب او جلوه كند، و علم باطن و اسرار شريعت از براى

او منكشف شود، و پس از انكشاف حقيقت، و بروز انوار معارف در قلب نيز متأدب

به آداب ظاهره خواهد بود، و از اين جهت دعوى بعضى باطل است كه "به ترك

ظاهر، علم باطن پيدا شود"يا"پس از پيدايش آن، به آداب ظاهره احتياج نباشد"

و اين از جهل گوينده است به مقامات عبادت و مدارج انسانيت".8
اگر عارفان در سیر و سلوک، تابع شریعت و ولایت اهل بیت(ع) باشند و راه

صحیح را طی کنند، گوشه ای از علم شهودی انبیاء و اولیا به آنها می رسد.9

2. اعتدال و میانه روی

 

 

ادامه نوشته

انقلاب اسلامی؛ حاصل نگاه عارفانه امام(ره) از درون به برون

امام خمینی

انقلاب اسلامی؛ حاصل نگاه عارفانه امام(ره) از درون به برون

عارفان اغلب در سیر درون به تطهیر نفس و اشراق دل می‌پردازند و از ورود به عالم

 سیاست که در شانش گفته‌اند: لعن‌الله السیاسه و سینها و کل لفظ اشتق من السیاسه

پرهیز می‌کنند. [1]

و این البته به نگرشی باز می‌گردد که عارفان اسلامی بر پایه آن می‌کوشیدند تا خود را از

 آلوده شدن به دنیا و ضرورتهای این جهتی به دور نگاه دارند و اگرچه پا در این خانه

داشتند، ولی دل را پیشاپیش به آن سرا راهی می‌کردند. 

در گفتاری از امام خمینی(ره) به این نگرش چنین اشاره شده است: <یک مدت زیادی

 گرفتار عرفا ما بودیم، اسلام گرفتار عرفا بود؛ آنها خدمتشان خوب بود، اما گرفتاری برای

 این بود که همه چیز را برمی‌گردانند به آن طرف. 

هر آیه‌ای دستشان می‌آمد، می‌رفت آن طرف. مثل تفسیر ملاعبدالرزاق؛ خوب بسیار مرد

 دانشمندی، بسیار مرد با فضیلتی [بود]، اما همه قرآن را برگردانده به آن طرف؛ کانّه قرآن

 با این کارها کار ندارد! یک وقت هم گرفتار شدیم به یک دسته دیگری که همه معنویات

 را برمی‌گردانند به این [طرف]: اصلا به معنویات کار ندارند؛ کانه... مثل هیتلر که آمد

دنیاگیری کند و کشورگشایی کند، اسلام هم آمده کشورگشایی کند[2]. ‌

نگرش این چنینی از دریچه عرفان به زندگی دنیوی اگرچه همواره سبب گردیده تا

 عارفان، خود را از آلوده شدن به دنیا که محبتش در آموزه اسلامی راس همه خطاهاست،

 برهانند و خود را به راه نجات افکنند، ولی در باور امام خمینی(ره) این نگاه خود

گونه‌ای از ترک وظیفه در برابر مخلوقات خداوندی است. از همین رو امام خمینی(ره)

عارفی بود که شفقت بر خلق و غم خلایق، دغدغه‌اش به حساب می‌آمد. در واقع

او معتقد بود که سلوک عرفانی خویش را تنها درمهار زدن بر قدرت و ثروت و مهیا

کردن زمینه استکمال نفس و خلایق باید جستجو کرد و باید آتش جهنم را در همین

جهان خاموش نمود. [3]

 

ادامه نوشته

شناخت در عرفان

شناخت در عرفان 

فیلسوف عارف در سیره فکری خویش بر این است که حقیقت اشیاء

را آنچنان که هست ادراک نماید و هستی را با دیده عقلی بنگرد.

فیلسوف حقیقی می کوشد با ریاضات و مجاهدات روحانی اضافه

اشراقی و تفضلات حضرت احدیت را از ورای مراتب و تعینات دریافت کرده،

کنه هستی را با حقیقت نوریه (اشراقی) و دیده دل به تماشا بنشیند.

از این رو عبادت به درگاه معبود حقیقی و ازلی یکی از ارکان توجه فلاسفه

عارف مسلک اسلامی در قرون متمادی بوده است تا بتوانند با دیدی فلسفی

ـ عرفانی به حقیقت نماز و دیگر ارکان عبادت شرعی نگریسته، باطن مورد نظر

شارع مقدس را فهم نمایند.

ابن سینا از برجسته ترین ایشان است که رساله « اسرار الصلاه» را تدوین نموده

و برای نسل های بعد از خود میراث فکری والایی بر جای نهاده است.

این حکیم عالیقدر ایرانی بنابر مشرب فلسفی ـ عرفانی معتقد است که کلمه

«یعبدون» در قرآن را به یقین توان به «یعرفون» تعریف و معنی نمود، چه عبادت

و بندگی بدون شناخت (چه اجمالی و چه تفصیلی) میسر نخواهد بود.

از دیدگاه ابن سینا چون ظاهر انسان مرکب از اعضا و جوارح و به بیان دیگر از

ماده و صورت است و ماده نیز از عناصر اربعه تشکیل شده، از این رو شارع

مقدس در تشریع نماز، آن را مرکب از قیام و رکوع و سجود قرار داده تا ظاهر

نماز مطابق با ظاهر انسان باشد. 

از سوی دیگر انسان حامل نفس ناطقه ای است که برتر از نفوس نباتی و

حیوانی است و محل خطاب خداوند در قرآن کریم، از این رو باید نماز حقیقی

با نفس ناطقه انسانی گزارده شود زیرا اعمال نفس ناطقه انسانی نیکوترین

افعال است، چون او شریف ترین ارواح است و از کارهای این نفس ناطقه تدبر

در آفرینش الهی و تامل و تفکر در شگفتی های نامتناهی است. این ارواح و

افعال چون رو به عالم اعلی دارند میلی به عالم پایین ندارند زیرا منزل و جایگاه

پایین را دوست ندارند. چون نفس ناطقه از جانب بالا و مجردات عالیه و جواهرات

عقلیه و اولیه است و خوردن و آشامیدن و... در شأن او نیست بلکه کار او انتظار

کشف حقایق و رویت آن حقایق با حدس تام و ذهن پاک برای درک معانی دقیق

است.»۱

 

ادامه نوشته

اهميت و آداب زيارت عارفانه

  

اهميت و آداب زيارت عارفانه  

 

زیارت در روایات

 
زیارت در لغت عبارتست از تمایل و میل كردن به سمت ذاتی مبارك
 
و روحانی، خواه از نزدیك باشد  و خواه از دور، چه با گرایش قلبی
 
و چه با قصد ونیتی دیگر و در اصطلاح دینی تمایلی است كه افزون 
 
 بر میل و حركت حسی، گرایش قلبی نیز نسبت به زیارت شونده یافته
 
باشد.
 
بنابراین اكرام و تعلیم قلبی باید با انس روحی و فكری همراه باشد واین
 
معنا در مرتبه بالاتر توجه روحی،  قلبی و اخلاقی و عملی نسبت به
 
زیارت شونده است. 
 
بدون تردید زنده‌ترین و موثرترین راه برای شناخت وایجاد ارتباطی
 
فكری و قلبی، زیارت است.
 
با حضور زائر در حرم، زیارت صدق می‌كند اما حقیقت آن است كه
 
این پیوند روحی ست و مشتاقانه تحقق نمی‌یابد مگراین كه آدمی به
 
شناخت و معرفت نسبت به امام خویش رسیده باشد.
 
زیارت خاستگاه اعتقادی و فقهی دارد كه در تحكیم مبانی اعتقادی نیز
 
نقش بسزایی ایفا می‌كند.
 
زائر اركان اعتقادی خود را در زیارت باز می‌یابد.از همین روست كه
 
برخی از بزرگان، فقها و معصومین(ع) بر اهمیت زیارت تاكیدویژه‌ای
 
داشته‌اند: سیدعبدالاعلی سبزواری (ره) در كتاب مهذب الاحكام بیان
 
می‌كند: «اگر فتوا بر وجوب زیارت مشكل باشد قطعا مستحب موكد بودن
 
آن از متون دینی و روایات فراوانی كه از شیعه و سنی و فرقیین نقل شده  
 
است به خوبی قابل مشاهده است.
 
امام رضا(ع) می‌فرمایند: «هر امامی پیمانی بر گردن شیعیان و دوستانش
 
دارد یكی از شرایط وفای به عهد و نیكو ادا كردن آن، زیارت مزار آنان
 
است.
 
پس هر كس با رغبت به زیارت آنان برود و زیارتشان كند و آن چه را كه
 
امامان بدان رغبت داشته‌اند تصدیق كند، در روزقیامت امامان شفاعت
 
كنندگانشان خواهند بود.»
 
امام باقر(ع) نیز در همین زمینه می‌فرمایند: «هر كس مزار آل محمد(ص)
 
را زیارت كند و با این كار بخواهد نسبت به پیامبر اكرم(ص) صله رحم
 
به جای آورد گناهانش پاك می‌شود مانند روزی كه از مادرزاده شده است.
 
به راستی دلیل این همه توصیه و تاكید ائمه اطهار(ع) و علما بر زیارت
 
چیست؟ مهم‌ترین دلیلی كه ائمه، مسلمانان را تشویق به زیارت كرده‌اند آثار
 
زیارت است كه در این باب وصیت حضرت رسول اكرم(ص) به ابوذر خواندنی
 
است: 
 «ای ابوذر به تو وصیتی می‌كنم، این وصیت را نگه‌دار شاید خدا تو را به
 
دلیل رعایت این وصیت بهره‌مند گرداند؛ به زیارت قبور برو تا آخرت را به
 
یاد تو آورد.» و یا درجایی دیگر می‌فرمایند: «وقتی به زیارت قبری می‌روی
 
سلام  كن تا درس عبرت تو شود. افزون بر این زیارت مایه مودت و دوست 
 
است كه نسبت به مومنان اجری عظیم و ثوابی كثیردارد. 
 
 از دیگر آثار زیارت می‌توان ارزیابی و خودسازی را برشمرد. 
 
هدف غائی همه عبادات تزكیه نفس است و آماده كردن روح برای معرفت
 
كردگار و اولیاء‌اش كه البته با زیارت روح از گستره محبس تن بودن خویش
 
رها و در عرصه ملكوت عروج می‌گیرد.
 
اولیای الهی كه در دنیا مایه بركت و خیر بودند و مردم با زیارت 
 
 آنها و ملاقات حضوری در زمان حیاتشان از دامنه بی‌كران 
 
فیوضاتشان بهره‌ها می‌بردند، بعد از وفاتشان نیز نه تنها این  
 
خیررسانی قطع نمی‌شود بلكه به دلیل این كه به مرحله بالاتری 
 
از كمال می‌رسند و قدرت و قوت می‌یابند قلمروی این  
 
فیوضات گسترده تر می‌شود.
 
ادامه نوشته

مراقبات ماه صفر

                            ماه صفر ماه عزای اهلبیت تسلیت باد  .  

                                     مراقبات ماه صفر در کلام عارفان  

مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات صفحه (59) می فرماید  : 

معروف است كه ماه صفر بخصوص چهار شنبه آخر آن نحس می‌باشد كه در  

اين مورد روايتى نداريم. شايد اين نحوست بخاطر رحلت پيامبر اكرم صلّى اللّه  

عليه و آله و سلّم در اين ماه و نيز اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و  

سلّم باشد كه فرموده‌اند:

«كسى كه مرا به تمام شدن ماه صفر مژده بدهد، او را به بهشت  

بشارت مى‌دهم»

كه باين ترتيب مى‌توان اين مطلب را ثابت كرد. و هنگامى كه نحوست اين ماه  

ثابت گرديد بايد به انجام اعمال مناسب در آن پرداخته، آن را از مراسم بزرگ  

مصيبت دانسته و با خداى بزرگ در مورد نبودن آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله  

و سلّم و از دست دادن سعادتهاى زمان حضور او و گمراهى مردم بعد از وفاتش  

مناجات نموده و از سركشى منافقين و ستم ستمكاران و پليدى دشمنان براى 

 او بگويد.    

ادامه نوشته

عرفان عاشورایی

ماه محرم

 

               عرفان عاشورایی 

عرفان عاشورايي در حقيقت عرفان قرآن و عترت، عرفان وحياني و  

سلوك ثقليني است كه همه ارزش‌هاي اخلاقي، سلوكي را در  

طي طريقت الهي بر پايه شريعت محمدي(ص) براي نيل به حقيقت  

دربردارد. عرفان عقلايي و خردپذير، عرفان هماهنگ با فطرت 

 انسان، عرفان زندگي‌ساز، عرفان حماسه و شهود، سجاده و  

سنگر و عرفان درد خدا و خلق است.

عرفان عاشورايي، سرمايه اصلي معرفتي، معنوي و شريعتي  

عرفان عاشورايي، قرآن كريم و عترت طاهره است كه در آن 

 شريعت، طريقت و حقيقت سطح و ساحت يك وجود ذومراتبند.

عرفان فراتر از خداداني، خداخواني، خداجويي است كه دانستن  

و خواندن و جوئيدن در معرفت‌هاي ديگر نيز موجود و ممكن است 

 يعني در معرفت تجربي، تجريدي و نيمه تجريدي قابل حصول و 

 وصول است لكن هر كدام را مرتبه و تعالي است  

و سالك كوي هر يك از آن معارف در مرتبه خويش و به نسبت با  

مرتبه آن علم و معرفت قدم در وادي حق گذاشته و در حال سعي  

بين صفا و مروه در كوي جمال و جلال الهي دارد. اما زيباتر،  

عالي‌تر و جالب و جاذبتر عرفاني است كه خداخويي غايت و  

نهايت آن است.

چگونه در پرتو دولت عشق كربلائيان پاينده شدند و در شب  

عاشورا خندان بودند و گنج غم عشق آن‌ها را از غم رهانيد و از  

مردگي به در آمده و زندگي كردند و مي‌كنند و نه تنها بهشتي  

كه خود بهشت گشتند، آنان عقل و عشق را با ايمان و آزادگي  

گره زدند و با سرور آزادگان عالم پيوند خوردند و در رنگ  

و رايحه او را گرفتند تا الگوي پايدار و ماندگار براي همه 

 نسل‌ها و عصرها شدند. 

 پس اگر مرد ميدان و اهل راهيم تجربه عشق عاشورايي كنيم و 

 عاشورايي را در دل خويش پديد آوريم. 

والسلام علیکم ورحمه الله

سیره عرفا در خانواده

                          سیره عرفا در خانواده

 

محیط خانواده از نظر تأمین آسایش جسمی و روحی و تضمین  

سعادت دنیایی و آخرتی اهمیت فوق العادهای دارد که هیچ چیز 

 جایگزین آن نیست. دهها درس زندگی و دهها نکته اخلاقی درباره  

خانواده باید مورد توجه قرار گیرد.

از سویی مسأله حق الناس و حقوق دیگران هست که باید رعایت شود، 

 خصوصا پدر و مادر و همسر و فرزندان و اولوالارحام که حقوق  

ویژه ای گردن ما دارند.

از جهت دیگر قطعا اختلافات و ناسازگاریهایی وجود دارد که اگر  

با صبر و گذشت و عفو و کرامت با آن مواجه نشویم، زندگی را به  

کام خود و دیگران تلخ میکنیم.

نکته دیگر این است که به جز وظایف محدودی که همسر مکلف به  

انجام آن است، ما حق نداریم چیز دیگری را بر خانواده تحمیل کنیم.  

حتی درباره تکالیف شرعیه، حق سختگیری و تحمیل نداریم؛ بلکه 

 در مواردی که وظیفه امر به معروف و نهی از منکر در میان باشد،  

آن هم با رعایت شرایط و مراتبش باید اقدام نمود.

جنبه دیگر، حاکم بودن روح رأفت و رحمت و همچنین حفط ادب و 

 احترام است.

اگر بخواهیم محیط خانه، گرم و باصفا و صمیمى باشد، فقط باید، صبر 
 
 و استقامت و گذشت و چشم پوشى و رأفت را پیشه خود كنیم تا محیط 
 
 خانه گرم و نورانى باشد

و دهها نکته مهم دیگر...

گاهی همین نکته های عادی و روزمره که بارها و بارها با آن مواجه 

 هستیم، اثرات عمیقی در حیات مادی و معنوی ما دارد و چه بسا از 

 آن غافل باشیم. مثلا اینکه حُسن خُلق، در رزق و روزی ما تأثیر گذار 

 است؛ بد اخلاقی با خانواده، در پی دارنده  فشار قبر است و...

چه بسا ممکن است نسبت به خیرات زیادی، بی توفیق و یا کم توفیق باشیم 

 و سرّش را ندانیم، در حالی که خیلی اوقات باید ریشه را در همین امور 

 جاری زندگی جستجو کرد.

از آنجا که سخنان و عمل عارفان و عالمان ربّانی در بر دارنده درسهای 

 بزرگی برای مشتاقان و اهل دقت است، در ادامه مطالبی را از برخی  

بزرگان میخوانیم که هر یک برای هشیاران، نکته های ذی قیمتی در بر دارد.

چه كار كنیم محیط خانواده گرم و باصفا باشد؟     

آیت الله العظمی بهجت: «هماهنگى و موافقت اخلاقى بین 

 مرد و زن در محیط خانواده از هر لحاظ و به صورت  

صددرصد براى غیر انبیاء و اولیاء ـ علیهم السّلام ـ غیرممكن است.

اگر بخواهیم محیط خانه، گرم و باصفا و صمیمى باشد، فقط باید، صبر 

 و استقامت و گذشت و چشم پوشى و رأفت را پیشه خود كنیم تا محیط  

خانه گرم و نورانى باشد. (1)

اگر این ها نباشد اصطكاك و برخورد پیش خواهد آمد. و همه ى اختلافات  

خانوادگى از همین جا ناشى مىشود.» (2)

تشکر از همسر، عامل پیشرفت معنوی

مرحوم شیخ علی آقا پهلوانی (سعادت پرور) (3) نسبت به احترام و  

قدردانی از زحمات همسر می فرمودند:

«از آنها تشکر کنید هر چند غذایی که پخته اند شور یا بد شده است. 

 وقتی از غذا ابراز رضایت می کنید همسرتان خوشحال میشود و 

 این باعث رشد و پیشرفت معنوی شما می شود.» (4)

بیست سال ناله های تو بی اثر شد

مرحوم شیخ علی آقا پهلوانی میفرماید:

«یک بار من در جوانی در خانه با خانواده بد اخلاقی کردم در عالم  

معنا به من گفتند: بیست سال ناله های تو بی اثر شد.» (5) 

بقیۀ مطالب را در « ادامۀ مطلب » بخوانید

 
ادامه نوشته

عید فطر ، تولدی دوباره

 

             عید فطر ، تولدی دوباره

در روز عيد فطر، گویي مسلمان از نو متولد می شود. تبریک این عید، 

 به حقیقت به جهت ولادت جدیدِ مؤمن روزه دار در شب عید فطر است؛ 

 چرا كه طبق گفتارامير مؤمنان-علیه السلام-، روزه داران در شب عيد فطر،

از تمام آلودگي ها و پليدي ها پاك شده و كمترين پاداشخود را كه پاكي  

و پاكيزگي است، دريافت نموده اند .

حضرت می فرمايد:

وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أنَّ أدْنَى مَا لِلصَّائِمِينَ وَ الصَّائِمَاتِ أنْ

يُنَادِيَهُمْ مَلَكٌ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أبْشِرُوا عِبَادَ اللَّهِ

فَقَدْ غُفِرَ لَكُمْ مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِكُمْ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَكُونُونَ

فِيمَا تَسْتَأنِفُونَ؛[۱]

اي بندگان خدا! بدانيد كه كوچك ترين پاداشي كه براي مردان و زنان 

 روزه دار است، اين است كه فرشته اي در روز آخر ماه مبارك  

رمضان به آنها ندا می دهد:

اي بندگان خدا! بشارتتان باد كه [خداوند متعال] تمام  گناهان گذشته  

شما را آمرزيد. پس، بنگريد كه بعد ازاين چگونه عمل خواهيد كرد .

شيخ مفيد-رحمه الله- در کتاب مسار الشیعه می نويسد:

اينكه روز اوّل ماه شوال ، عيد اهل ايمان قرار داده شده ،به جهت 

 اين است كه آنان براي قبولي اعمالشان در ماه رمضان، خوشحال اند 

 و از اينكه خداوند متعال گناهانشانرا بخشيده و بر عيب هاي آنان  

پرده كشيده و مژده و بشارت از طرف خداوند رسيده است كه  

ثواب هاي بسياري براي روزه داران عطا خواهد كرد و از اينكه 

 مؤمنان در اثرتلاش هاي شب و روز ماه مبارك رمضان ، چند مرحله

به قرب الهي نزديك شده اند، حالت سُرور و نشاط دارند .

در اين روز، غسل معيّن شده و اين، علامت پاكي ازگناهان می باشد.  

عطرزدن و استفاده از بوي خوش و  لباس زيبا و تميز پوشيدن و به 

 صحرا رفتن و زير آسمان نماز خواندن، همگی علامت شادي و سُرور  

و از روي حكمت می باشد. [۲]

نماز روز عید فطر، به یک معنا شکرانه این نعمت الهی(ولادت جدید) 

 در ماه رمضان است.

 پی نوشت:
* پژوهشگر و استاد سطح عالي حوزه علميه.
[۱]. شیخ صدوق، أمالي، ص ۱۰.
[۲]. شیخ مفید، مسار الشيعة في مختصر تواريخ الشريعه ، ص ۳۰.

 

 

على عليه ‏السلام اسوه عبادت و عبوديت


على عليه‏ السلام اسوه عبادت و عبوديت  

حضرت على عليه ‏السلام نمونه اعلاى عبادت و عبوديت است

و طبعا مصداق روشن «انسان كامل» است. آن حضرت هر

چند جامع همه كمالات و مجمع همه فضيلت‏ هاست و در

درياى بی ‏پايان شخصيت وى همه گوهرهاى ناب يافت مى‏شود

و به قول شاعر اهل بيت «ابن حماد» (ترجمه): «بی باكانه از

دريايى سخن بگوكه در آن شگفتی ‏هايى است كه همه تازه

و بديع است» (1) و به قول ديگرى: «همه چيز على

شگفت ‏انگيز است» (2) اما عبادت و عبوديت على، كه

از «عرفان» عميق آن حضرت نشأت می ‏گيرد، در ميان

ابعاد وجودى وى، از عظمت و قداست ويژه ‏اى برخوردار

است، به‏ گونه‏ اى كه كسى را ياراى نزديك شدن به آن نيست.

عبوديت و عرفان على عليه ‏السلام در واقع، مركز دايره

شخصيت وی  و ديگر ارزشهاى بی ‏شمار او به منزله

شعاع‏ هاى آن است.پر اوج‏ترين حالات آن حضرت زمانى

است كه به عبادت و مناجات با خدا می ‏ايستد و عميق‏ترين

سخنان او زمانى است كه از توحيد و عبوديت سخن

مى‏گويد.

على عليه ‏السلام، آشكار پنهان

مشكل آن است كه شخصيت اميرالمؤمنين عليه‏السلام

از چنان وسعت و عظمتى برخوردار است كه مرغ انديشه

از پرواز به قله وجودش باز می ‏ماند (3) و قلم از كشف

ژرفاى صفاتش باز می ‏ايستد و چاره‏اى جز اعتراف به

حقيقتى كه در زيارت آن حضرت آمده است ندارد:

«ستايشگر به وصف تو احاطه نمی ‏يابد» (4)

چگونه می ‏توان از شخصيتى سخن گفت كه

خدا و پيامبران و فرشتگان ستايشگر او هستند. (5) و

بهشت و ساكنان آن مشتاق لقاء او هستند. (6) و ضربه

شمشير او برابر با «عبادت ثقلين» است؛ (7) ابرمردى كه

«خيرالبشر»، (8) «مدار حق»، (9) «تقسيم‏گر بهشت و

جهنم (10) و ... است (11) اما با همه اينها ما ناچاريم از

اين درياى بی پايان، بويژه در بعد عرفان و عبوديت، به اندازه

ظرفيت خويش بهره بگيريم. زيرا از يك سو، هدف آفرينش

انسان ـ به تعبير قرآن ـ عبادت و پرستش است و از سوى

ديگر، على عليه ‏السلام نمونه اعلاى عبادت و عبوديت است.

بهره ‏گيرى از اين مشعل هميشه فروزان هديت بدون

شناخت وى ـ هر چند محدود ـ امكان‏ پذير نيست و اين چيزى

است كه ـ بنابر نقل ـ خود آن حضرت از ما خواسته است.

در حديثى از آن بزرگوار آمده است: «واى بر كسى كه از

شناخت من محروم باشد و حق من را نشناسد، همانا حق

من، حق خداست» (12) اين همان مطلبى است كه بارها

پيامبر پيشاپيش آن تأكيد كرده است. اين نيز يكى از شگفتى

‏هاى على عليه السلام است كه با آن همه عظمت و با آن

همه رمز و راز، براى همه رهبر و ؟؟؟؟ او براى همه قابل

دسترسى است. آرى على عليه‏ السلام براى همه الگو و

اسوه است و به همين دليل «علی ‏شناسى» براى همه

فريضه است. بنابراين، با توجه به دو نكته ياد شده

(لزوم شناخت على عليه ‏السلام از يك سو و فوق انديشه

بودن عمق شخصيت او از سوى ديگر) بايد به هنگام بحث

و بررسى شخصيت عرفانى و معنوى اميرالمؤمنين

عليه ‏السلام، «توصيف» را با «تنزيه» در آميزيم و بدانيم

كه آن حضرت را تنها در آينه انديشه خود نظاره می ‏كنيم

و از درياى وجود او با پيمانه محدود خويش بهره م‏ی گيریم

و بيش از آن طمع خامى است كه بايد از آن پرهيز كرد.

بعد از مقدمه بالا و با اعتراف به قصور و تقصير در پيشگاه

قدسى امير المؤمنين عليه‏ السلام، در آغاز شمه ای  از عبوديت

و عبادت آن حضرت بيان می ‏شود.

 

از شروط مهم عارف بودن: نیکی به پدر و مادر

از شروط مهم عارف بودن: نیکی به پدر و مادر 

نیکی به پدر و مادر، وظیفه ای اخلاقی است که در واجب بودن  

شکر مُنعم ریشه دارد. انسان فطرتاً شاکر و سپاسگزار کسی است  

که به او نیکی کرده است. سپاسگزاری از پدر و مادر، نشانه و  

گواه سلامت فطرت است و کسی که به پدر و مادر خود نیکی می کند، 

 از فطرت خود پاسداری کرده است. اهمیّت سپاسگزاری از پدر و  

مادر، چنان است که خداوند پس از امر به شکرگزاری از خود،  

شکر پدر و مادر را آورده است:  


وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِی  

عامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ ؛[لقمان، ۱۴] 

 
 
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش  

(به هنگام بارداری) او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد 

 و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می یابد (آری او  

را سفارش کردیم) که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که  

بازگشت (همه) به سوی من است. 
 

و همانطور که کسی نمی تواند شکر پروردگار به جای آورد،  

شکرگزاری از پدر و مادر نیز  بسیار دشوار و در حدّ محال  

است. 

از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ روایت شده است:  


لن یجزی ولد عن والده حتی یجده مملوکاً فیشتریه و یعتقه؛ 

[المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴] 

 
هرگز فرزندی پاداش پدرش را ادا نمی کند، مگر آنکه پدر  

مملوک باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد. 

و نیز از ایشان روایت شده است: 
 

برّ الوالدین افضل من الصلوه و الصوم و الحج و العمره و 

 الجهاد فی سبیل الله؛[المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴] 

 
نیکی به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره  

و جهاد در راه خداست. 

نیکی به پدر و مادر چنان اهمیتی دارد که حتی پدر و مادری 

 که از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم  

کرده اند، باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیکی کند.

مادر حق ویژه ای دارد و نیکی به او مقدم است. امام صادق 

 ـ علیه السّلام ـ فرمودند: 
 

شخصی نزد پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آمد و 

 پرسید ای پیامبر! به چه کسی نیکی کنم؟ فرمودند: مادرت. 

 پرسید: سپس به چه کسی؟ فرمودند: مادرت. باز پرسید: 

 سپس به چه کسی؟ فرمودند: به مادرت. دوباره پرسید:  

سپس به چه کسی؟ فرمودند: به پدرت.

 در چهار سوره از قرآن کریم دستور به احسان به والدین  

بلافاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته

این همردیف بودن دو مسئله بیانگر این است که قرآن تا چه 

 حدّ براى والدین احترام قائل است:

«لا تعبدون الا اللَّه و بالوالدین احسانا» بقره، ۸۳

جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید .

 «و اعبدوا اللَّه و لا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احساناً» نساء، ۳۶

خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید و به پدر و 

 مادر نیکى کنید.

 «الاّ تشرکوا به شیئاً وبالوالدین احساناً» انعام، ۱۵۱

اینکه چیزى را شریک خدا قرار ندهید و به پدر و مادر نیکى کنید .

 «و قضى ربک الاّ تعبدوا الاّ ایاه و بالوالدین احساناً اسراء، ۲۳

و پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر  

نیکى کنید . 

 

 

نظر آیت‌الله شاه‌آبادی بزرگ درباره محبت حضرت زهرا(س)

حضرت زهرا

  

 نظر آیت‌الله شاه‌آبادی بزرگ درباره محبت حضرت زهرا(س)  

 

 

آیت‌الله نصر‌الله شاه‌آبادی از قول این عالم ربانی چنین نقل می‌کند:

«سالک الی الله در صورتی می­تواند به جایی برسد که در ضمن  

 

سیر، اوّل مرتبه اتکاء به خانم حضرت صدیقه (س) داشته باشد و 

 

 این محبت خانم حضرت صدیقه(س) است که انسان را به راهی 

 

 که باید برود هدایت می­کند و اگر نباشد اصلاً سیری وجود نخواهد  

 

داشت. ایشان از ائمه علیهم السلام روایت می­کردند که شما هر 

 

 وقت محتاج می­شوید دست به دامن ما شوید و ما هر وقت گرفتار 

 

 می­شویم دست به دامن مادرمان می­شویم. گرفتاری و احتیاج ائمه  

 

علیهم السلام همان مقامات قرب الهی است که حد یقف ندارد و 

 

 لذا ایشان می­فرمود محال است سالک سیر و سلوک کند و به 

 

 جایی برسد مگر از طریق خانم حضرت زهرا (س) و البته منظور 

 

 از این که به جایی برسد، نه این امور که مثلاً افکار را بخواند  

 

یا هر چیز می­خواهد برای او مهیّا باشد، نه! آن­ها اصلاً ارزش  

 

ندارد.  

 

آن چیزی که ارزش دارد مقام قرب پروردگار است و این مقام  

 

محقق نمی­شود مگر از طریق خانم حضرت زهرا (س).»

چهل توصیه اخلاقی مهم آیت الله علی پهلوانی تهرانی (سعادت پرور)

 آیت الله سعادت پرور

 

 توصیه های اخلاقی

آيت الله پهلواني(ره ) به واسطه انجام دستورات 

 اخلاقي و درك فيوضات روحاني مرحوم علامه، 

 به درجاتي از عرفان و معنويت دست يافت  

كه پس از رحلت علامه طباطبايي، برخي از  

شاگردان آن استاد فرزانه، با اصرار فراوان،  

خوشه چين اخلاق و عرفان آيت الله پهلواني 

 شدند و ايشان در طول حيات خود، شاگردان 

 بسياري را تربيت كرد

 1- اي عزيزان من! خود را بشناسيد كه شناختن خدا در 

 خودشناسي  است. كسي از اين انديشه (خداشناسي) 

 زيان نديده است.  

2- كوشش بي جا براي دنيا مكنيد كه به غير روزي خود نتوانيد  

رسيد. غم و غصه دنيا را به خود راه ندهيد كه زيان در اين است.  

3- از هواپرستي كناره گيريد تا همه چيز به شما داده شود و بدانيد  

آن چه در هواپرستي مي جوييد در ترك هوا يافت مي شود. 

4-  نفس را نبايد زياد در فشار گذاشت تا از فرمان سركشي كند؛  

بلكه بايد همه لذايذ را به طور اعتدال به او داد. در اولين قدم بايد 

 لذت شرك جلي و معصيت خدا را قطع كرد و به مرور زمان  

دست به امور ديگر زد. 

 5- در مقابل شيطان به واجبات و ترك  معاصي بپردازيد  

هنگامي كه قدرت معنوي تان افزوده شد به  ترك مكروهات  

و انجام مستحبات بپردازيد. 

 6- شخص غير روحاني اگر هوا پرست شود يا اطاعت شيطان  

كند ضرر به خودش مي رساند؛ ولي شخص روحاني ضررش  

به يك معني به جامعه مي رسد و لو اين كه به معني ديگر هوا  

پرستي ضررش به تمام عوالم - بشر و موجودات ديگر مي رسد.  

7- در عبادت مقيد باشيد به كيف آن نه كم. 

 8- در هر عمل عبادي كه انجام مي دهيد توجه داشته باشيد  

چه مي گوييد و با چه كسي سخن مي گوييد. 

 9- عبادات ظاهري هر چند كه انسان را از كارهاي ناشايسته 

 باز مي دارد. ولي اگر خلوص آنها زياده  گردد، تقرب زيادتر 

 گردد و مي تواند شما را به عبوديت رساند. 

 10- اخلاص در اعمال را در پيشاني هر عملي قرار دهيد.  

اگر عمري بي خلوص اعمال خود  را انجام دهيد، مثل حيواني 

 هستيد كه براي روغن كشي شب و روز دور خود بچرخد،  

اما راهي طي نكرده باشد. 

 11- بايد بدانيد اين جهان جز خواب  و خور و اعمال ديگر 

 شبيه آنها بيش نيست، اما اگر از اين  خواب و خور نتيجه 

 گيري كنيد، به جايي مي رسيد كه ملائكه  حيران شما گردند 

 و عالم به فرمان شما آيند.  

12- از افراط و تفريط در امور بپرهيزيد. به قدري كه احتياج 

 به خواب داريد خواب برويد؛ نه بيداري زياد بكشيد كه از 

 تمام امور شايسته اخروي و يا دنيوي بمانيد و نه زياد  

بخوابيد كه از مهم باز مانيد، بلكه بر طبق نظري كه خداوند 

 به وسيله سفرايش معين فرموده عمل كنيد. 

 13- در كسب علم و تحصيل علاوه بر امور گذشته بايد به  

وظيفه اصلي آشنا باشيد تا از علومي كه شما را فايده  

نمي بخشد، احتراز جوييد.  

14  - رفقاي خود را بشناسيد، پس از آن رفاقت كنيد. مبادا 

 با غافلين رفاقت كنيد كه شما را معين نيستند و از كار دنيا 

 و آخرت هم شما را عائق و مانعند. 

 - از رفتن به قبرستان مسلمانان در هر شهري كه هستيد  

مضايقه ننماييد كه بهترين مذكر (تذكر دهنده) است. 

 16- با اهل دل، دنياديده ها و پيرمر دها بسيار معاشرت كنيد 

 كه معين دنيا و آخرتند. 

 17- هميشه در فكر آن باشيد وظيفه خود را انجام دهيد، در 

 هر لباسي، با هر كسي و در هر مقام، نه تملق كسي گوييد  

و نه در فكر آن كه نسبت به خود از كسي تملق بشنويد.  

بشر را يك مردن است، در راه وظيفه باشد يا برخلاف وظيفه. 

 18- دل خود را محكم نگاه داريد و از جواني در تمام جزئيات 

 و امور خود اين چنين باشيد تا در پيري بتوانيد چنين باشيد.  

19- از كوچكي اين انديشه را در سر داشته باشيد كه تمام  

قدرت ها در كف عنايت حق است، هيچ كس نمي تواند اگر  

خدا نخواهد به من صدمه اي زند، من بايد به وظيفه ام عمل  

كنم، و لو عالم با من دشمن شوند، اگر چنين شديد آن وقتي  

كه به مقام و رياست رسيديد يا آن كه وظيفه بزرگي براي  

شما پيش آ مد از عمل باكي نداريد.  

 

نقش امدادهای غیبی (الهی) در پیروزی انقلاب

 دهه فجر مبارک

 

نقش امدادهای غیبی (الهی ) در پیروزی

                 و ادامه حیات انقلاب 

زمانی كه شعاع حركت اسلامی ملت ایران سراسر جهان را  

 فرا گرفت،  استكبار جهانی برای مقابله جدی با این حركت   

شتابنده و انقلابی-  كه تمام منافعش را در معرض خطر قرار  

داده است با تمام قوا، به مقابله  و مبارزه برخاست و با انواع 

  نقشه ها و توطئه ها سعی كرد تا از پیروزی  آن جلوگیری كند. 

 اما همان گونه كه خداوند متعال وعده داده است: 

 «و لایحیق المكر السییء الا باهله؛ (فاطر 43) 

 نیرنگ های بد و اندیشه های زشت تنها دامان صاحبانش را 

 می گیرد.» به یمن  امدادهای غیبی و الطاف الهی، همه توطئه ها  

و نقشه های  شیاطین شرق و  غرب به خودشان برگشت و نقش 

 بر آب شد  و انقلاب اسلامی ایران به  پیروزی رسید.

امام خمینی(س) در مورد نقش امدادهای غیبی در پیروزی  

انقلاب  می فرماید:

«ما از اول انقلاب و بعد از پیروزی تاكنون هر چه دیدیم  

معجزات بوده است. شما ملاحظه بفرمایید كه در این نهضتی كه 

 ایران پیدا كرد و مقابل یك رژیم شاهنشاهی با آن همه یال و 

 كوپال و با آن همه كسانی كه قدرتمند بودند و دولت های  

قدرتمند پشتیبانی آنها، كدام قدرت توانست یك همچو رژیم دو 

 هزار و پانصد ساله با همه ابزار جنگی و آلات، سلاح های  

مدرن را از این كشور بیرون كند و شكست بدهد؟ و كدام قدرت 

 است كه امروز در جبهه های جنگ در مقابل این همه تجهیزات، 

 پیروزی حاصل می كند؟ و كدام قدرت بزرگ است كه در دل  

اینها آن طور رعب و ترس می افكند كه فوج فوج خود را تسلیم  

می كنند؟ در صورتی كه آنها در پناهگاه هایی كه با همه جور  

تجهیزات مجهز بود زندگی می كردند.»  

 

چگونه می توانم به مقامات معنوی و سیر و سلوک برسم ؟

 پرسش

   پرسش هایی از مرحوم حضرت آیت الله بهجت (قدس سره )

قرب و سیر وسلوک   

 س) با چه کاری- غیر تدریس و همت گماردن به کتاب خداوند  

متعال و تفسیر اهل البیت علیهم السلام- می توان بر تقوی و سیر 

 به سوی خداوند متعال، قوت پیدا نمود؟ 

ج)  بسمه تعالی- تصمیم همیشگی و دائمی بر ترک گناه در اعتقاد 

 و عمل.
 
س) لطفاً دستورات عملی بدهید تا عمل نمایم و به لطف الهی به  

درجات عالیه نائل شوم؟   

ج) بسمه تعالی- عنه صلی الله علیه و آله و سلم «ألا أخبرکم  

بدائکم و دوائکم، داؤکم الذنوب و دواؤکم الإستغفار»، کلمه  

«أستغفر الله» [را] تا می توانید از روی اعتقاد کامل، صمیمانه، 

 با التزام به لوازم حقیقه معلومه اش، تکرار نمایید.
 
س) بعضی از طلاب در لبنان به ما مراجعه کرده و از ما تقاضای 

 مواعظ اخلاقی و ارشاد در این زمینه می نمایند و نیز از طریق  

تهذیب نفس سؤال می نمایند، به همین خاطر خواهشمندیم که در 

 این زمینه ما را راهنمایی بفرمائید.  


ج) بسمه تعالی- از بزرگترین چیزهایی که در این مطلب نافع  

است، این است که هر روز به افرادی که برای درس، نزد شما 

 حاضر می شوند یک روایت از روایات اخلاق شرعی از جهاد  

نفس از باب جهاد [کتاب] «وسائل» و باب «آداب العشره» از 

 [باب] حج کتاب «وسائل»، متذکر شوید همراه با تدبر و تامل 

 و بنا گذاردن بر عمل به آنچه بر آن علم پیدا می کنید.
 
س) راه خداشناسی چیست؟ اگر ممکن است راهنمایی بفرمایید. 

 ج) راه خداشناسی، خودشناسی است؛ می دانیم خود، خود را  

نساخته ایم و نمی توانیم؛ دیگری اگر مثل ما است، خود را و ما  

را نساخته و نمی تواند بسازد؛ پس قادر مطلق، ما را آفریده و  

او خداست؛ راه قربش، «شکر منعم»، به طاعت اوست و مشقت 

 آن ابتدائی است، چندی نمی گذرد، برای طالبین، قرب او از هر 

 حلاوتی شیرین تر است.
 
س) این جانب تصمیم دارم که به خداوند، قرب پیدا کنم و سیرو 

سلوک داشته باشم، راه آن چیست؟  

ج) بسمه تعالی- چنانچه طالب، صادق باشد، «ترک معصیت»،  

کافی و وافی است برای تمام عمر، اگر چه هزار سال باشد.  
 
س) خواهشمندم بفرمایید چطور می توان بهتر به خداوند و  

ائمه اطهار علیهم السلام انس گرفت؟  

ج) با طاعت خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله وسلم و  

ائمه علیهم السلام و ترک معصیت در اعتقاد و عمل.
 
رذائل اخلاقی  

  س) ما آلوده به پستیهای درونی و بیرونی هستیم، ما را طبابت  

کنید و در پیمودن این طریق ما را راهنمایی بفرمایید. 

ج) بسمه تعالی- زیاد بگوئید «استغفر الله» و خسته نشوید، و  

خاطر جمع باشید این علاج است. «داؤکم الذنوب و دواؤکم  

الاستغفار».(کنز العمال، ج 1، ص 479).
 
س) مدتی است شیطان و هوای نفس در تزکیه بطن و لسان،  

کم خوری، کم گفتن و کم خوابیدن اذیتم می کند، برای رفع این  

معایب چه کنم؟ 

ج) بسمه تعالی- گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه 

؛ ترتیبی برای تقلیل طعام ذکر می شود (إن شاء الله). هر چه را  

که قصد دارید بخورید، اول جدا نماید، مثلا" در سینی جداگانه و  

قناعت هم نکنید، آن وقت فقط  از آن میل کنید. این را باید عمل  

نمایید تا معلوم گردد.
 
  بقیۀ مطالب را در « ادامۀ مطلب » بخوانید

نماز حقیقی

                  نماز حقیقی نماز عارفان  

 نماز حقیقی

هر كس به هر اندازه از نماز بهره معنوى و روحانى ببرد،  به همان  

اندازه  در امور زندگانى خويش به صورت فردى  يا جمعى به وظايف 

 دينى بيشتر  پايبند بوده از ظاهر و باطن  خود مراقبت بيشترى به  

عمل مى آورد و به  همان اندازه نيز  به خداوند تبارك و تعالى نزديكتر 

 شده ، تكامل مى يابد.  

 پس بايد گفت كه مى توان با نماز حقيقى ، آن نمازى كه رسول  خدا را  

به معراج برد مومنين را به معراج مى برد، آن نمازى كه   در آن  

حضرت  على (ع) ضربت شمشير بدبخت ترين انسانها از اولين و  

آخرين را درك  نمى كند، آن نمازى كه وقتى هر يك  از ائمه  

مى خواستند آن را بر پاى دارند  چهره ايشان بر افروخته  مى شد  

و دستان و پاهاى مباركشان لرزان مى گشت  ، به قدر  توانايى به 

 سوى خدا رفت .  

نمازى اين چنين نشان مى دهد كه نمازگزار حقيقتا و از روى  

صدق  و صفا و  راستى مى خواهد رو به سوى خدا رود و از هر 

 آنچه  غير از رضاى الهى در آن است اجتناب كند. 

 نماز حقيقى است كه ديگر به نمازگزار اجازه نمى دهد با خداى  

خويش نقض  عهد  كند و با بندگان خدا ناسازگارى ورزد و خلاصه 

 اگر فرد نمازگزار  براستى نماز به پاى دارد، بايد گفت به حقيقت  

در راهى گام نهاده  كه مرضى  پيامبر اكرم (ص) و ائمه هدى  

عليهم السلام است .  

اينك قبل از آن كه به بيان حقايقى درباره اجراى نماز بپردازيم ، 

 لازم است كه مطالبى را بيان كنيم . مطلب نخست اين است كه 

 خداوند تبارك و تعالى از هر چه نقص و عيب است مبرى و منزه 

 است و بى نياز و غنى مطلق مى باشد. نه عبادت و طاعت بندگان  

به خدا نفعى مى رساند و كمبودى از او (نعوذ بالله ) برطرف  

مى سازد و نه عصيان و نافرمانى ايشان ضررى را بدو متوجه 

 كرده ، يا نقصى را به او وارد مى آورد. خداوند بى نياز مطلق 

 است و ماسواى او نيازمندان درگاه اويند. همه موجودات هم در  

مقام ايجاد و هم در مقام بقاى ذات ، محتاج فيض او هستند. اگر 

 لحظه اى لطف او منقطع گردد، زوال و نابودى گريبانگير  

ممكنات  خواهد شد. 

 لذا اگر خداوند عبادتى را در حق افراد انسانى واجب قرار داده و 

 انسان را موظف ساخته است كه دستورهاى اخلاقى حميده را به 

 كار بندد و خويش را به صفات پسنديده آراسته كند و از دستورهاى 

 اخلاق ذميمه دورى كرده ، نفس و جان خويش را از آن صفات ، 

 پاك و مصفا گرداند، همه و همه به اين جهت بوده است كه خود 

 انسانها با عبادت و بندگى خدا و تقرب به درگاه او سود برده ،  

راه ترقى و كمال را بپيمايند و با دورى از محرمات و ناپاكيها خويش 

 را از صدمات جسمى و معنوى مصون و محفوظ نگه دارند. 

 پس سود و نفع مادى و معنوى عبادات و دستورهاى دين به خود  

انسانها بر مى گردد و نفع و ضررى به حال خداوند كه خالق همه 

 چيز و بى نياز از همه چيز است ، ندارد. 

يكى از عبادات واجب ، نماز است . اين عبادت اگر كما هو حقه  

(آن گونه كه سزاوار آن است ) بجا آورده شود، موجب مى گردد  

كه انسان نمازگزار از امور مادى ، لذائذ و نعم جسمانى و مادى دورى 

 كند و روح و جان خويش را با عوالم بالا ارتباط دهد، و نيز باعث  

مى شود كه انسان با پاگذاردن بر هر آنچه او را از خدا غافل مى كند، 

 به پروردگار مشغول شود و با او با تمام حضور قلب و توجه باطن 

 راز و نياز كند. اين عبادت سبب مى شود كه استعدادهاى نهفته در  

آدمى كه او را به باطن اين عالم سوق مى دهد زنده و شكوفا گردند  

و سرانجام انسان از حضيض دنيا و ماده به بلنداى معنويت و صفا  

اوج گيرد؛ در اين راه سلاح او صلوة است و همين وسيله تقرب  

است كه در شرع مبين اسلام از اهميت بسزايى برخوردار مى باشد  

و ائمه هدى و پيامبر اكرم عليه و عليهم السلام در اين باره سفارشهاى 

 فراوان و تاءكيدهاى مهمى داشته اند. 

 نماز عبادتى است كه بين عبد و مولا ارتباط برقرار مى كند و اين  

ارتباط سبب مى شود كه عبد در بقيه امور زندگانى خدا را مد نظر  

گيرد و او را فراموش نكند. در نماز است كه انسان ، نياز ذاتى 

 پناهندگى به قدرت مطلق را اشباع مى كند. مگر نه اين است كه  

طفل به مادر پناهنده مى شود و ضعيف به قوى ، و اين احساس يك 

 زمينه ذاتى در درون انسان و در اعماق روح او دارد؟  

پس چه كسى بهتر و شايسته تر از خداى حكيم ، قادر و بى نيازى 

 كه خالق ما و مسجود و محبوب ماست . در نماز به او پناه مى بريم  

و روح و جانمان را آرامش بخشيده ، با او راز و نياز مى كنيم .

رحلت رسول رحمت تسلیت باد

رحلت جانگداز رسول رحمت محمد مصطفی ( صلی الله علیه و آله )

وشهادت سبط اکبر ایشان امام حسن مجتبی ( علیه السلام )

و شهادت ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا ( علیه السلام )

بر عموم شیعیان و دوست دارانشان تسلیت باد .

یا رسول الله

آه و واویلا، که چشمان پیمبر بسته شد

باب وحی و خانۀ زهرای اطهر بسته شد

دست فتنه، باز شد بازوی حیدر بسته شد

هم عزای مصطفی، هم غربت شیرخداست . . .

حقایق عاشورا و اربعین

                               حقایق عاشورا و اربعین ‏

اربعین

قال الحسین(ع): کتاب الله عز و جل علی اربعه علی العباراه  و الاشاراه و

اللطائف و الحقایق.

امام حسین(ع)فرمودند: 

کتاب خدا بر چهار رکن است. 1- عبارات 2- اشارات 3 - لطایف 4- حقایق-

فالعباره للعوام و الاشاراه بلخواص  و اللطائف للأولیا و الحقایق الحقایق للانبیاء  

(بحار - عوالی اللالی جلد 4 ص 105- نقل از امام علی(ع) و امام حسین(ع))‏

قرآن عباراتی دارد که همه آشنا هستیم و برای عموم مردم  است که قرآن را

می خوانند و اشاراتی دارد که فراتر از عبارات است و برای خواص است

و به قول حافظ:  اهل بشارت، اشارت رامی دانند؛آن کس است اهل بشارت

که اشارت داند ‏ ‏نکته ها هست  ولی محرم اسرار کجاست؟ ‏

و در قرآن اشارات زیادی است ولی آن کسانی که اهل  عبارات هستند اشارات

را نمی فهمند.‏

و قرآن لطایفی دارد که بالاتر از اشارات است، لطیفه های خاص که نکته سنج ها

و اهل لطیفه ها هستند که  می توانند ظرایف آن را کشف کنند.

و بعد از لطایف،  قرآن حقایقی دارد که بالاتر از لطایف است که مخصوص 

 انبیاء و معصومین و ائمه اطهار(ع) است.

همان طور که قرآن دارای چهار رکن است تمام اشیاء و  کل آفرینش هم بر چهار

رکن است.

یعنی آفرینش هم  عباراتی دارد که افراد در آن سیر می کنند، و اشاراتی 

 دارد و آن، این است که انسان شب چشمش به ستاره ها  می‌افتد و توده

مردم هم این را می بینند اما چشمک زدن  ستارگان، اشاراتی دارد که

همه متوجه آن نمی شوند.‏

کیست که می دهد به ما این همه حسن دلبری         

                                                   زهره به رقص آورد نور دهد به مشتری‏

غیر از این مجموعه اشارات، لطایفی در ستارگان است  که اهل اشارات

نمی فهمند. یک منجم ورزیده و توانا  می تواند حرکت سیارات را دقیق

ارزیابی کند، چگونگی،  حجم و... اسراری هم در سیارات است که کار

اولیاء است  و متخصصین این فن، آن اسرار و حقایق را می فهمند که  

کار منجم هم نیست.‏

یک دریا هم همین طور است؛ عده ای به جهت تفریح یا درمسیر سفر به

دریا می روند، دریا را می بینند، داخل آب  می‌شوند و تنی به آب می زنند،

آب  و ساحلی و موجی و... این عبارات دریاست اما اشارات دریا را یک

شناگرمی فهمد که می تواند دو یا سه کیلومتر شناکنان جلو برود، 

 متوجه عمق دریا بشود و لجه دریا را متوجه می شود، با ماهیان دریا

برخورد می کند، موجهای بلند وعجیب را می بیند و... ولی دریا غیر از

اشارات، لطایفی هم دارد و آن اینکه در درون دریا ماهیهای گوناگون،

جنگل های زیبا در ته دریا و اسرار زیادی در دل این جنگل ها، نهنگ های  

بزرگ دریایی و... این را کسی می‌فهمد که غواصی بداند و با اکسیژن کافی

برود در عمق دریا. اینها اولیاء هستند و  گروه چهارمی هستند که غیر از

شناگری و غواصی، مسلط به علوم دریایی هم هستند که وقتی ماهیان را

می بینند، می فهمند چند گروهند، کدام بخش دریا چه نوع ماهیانی دارد، 

 جنگلهای دریایی و در و مرجان و صدفهای دریایی و  ویژگی های هر یک

را می شناسند و... که این از حوزه سه گروه اول خارج است و این

حقایق دریاست.‏

پس اشارات قرآن برای کسی است که شنا بلد است، همین  طور که

می خواند اشارات را می فهمد و هرچه مهارتش  بیشتر، درکش بهتر

است و اشارات بیشتری به‌ دست می آورد و دسته دیگر اهل ولایت

است، اهل عشق است و عشق، فن نیست، خیلی قدرت ایجاد می کند،

عشق یعنی باختن خویش در راه معشوق، کسی که این رمز و راز

جان باختن، سرباختن را بلد است شروع می کند به در آوردن لطایف قرآن،  

کسی که با زبان عشق جلو می آید لطایف بسیاری از قرآن را  درک می کند. 

 

مراقبات ماه ربیع الاخر

      مراقبات ماه ربیع الاخر

دعاى اول ماه

از مهمترين اعمال اين ماه چنانچه در جميع ماهها گفتيم ، دعا در اول

 آن است ؛ بخصوص دعاى بلند مرتبه و گرانقدرى كه در اول آن روايت

شده است .

 دهم ربيع الاخر

 روايت شده ، اين روز روز ولادت مولا و امام ما امام حسن عسكرى

(عليه السلام ) مى باشد و مراقبت از روزهاى ولادت ائمه (عليهم السلام )

 شبيه به مراقبت روز ولادت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) است .

زيرا اين روزها نيز مانند آن روز مراسم سرور، شكرگزارى و

بزرگداشت با اعمال قلبى و بدنى دارند؛ گر چه روز ولادت حق خاصى دارد.

 و اما خصوصيتى كه اين روز دارد اين است كه مولود اين روز پدر

 بلاواسطه امام ما - جان جهانيان فداى او باد - مى باشد. بنابراين سزاوار

 است شيعيان با امورى مناسب به امام زمان (عليه السلام ) تهنيت گفته

 و حاجات خود را از كسى كه در اين روز متولد شده بخواهند.

 و نيز بخواهند كه سفارش او را به امام زمانش نموده تا او را مورد نظر

 و لطف خود قرار داده و او را از بخششها و بزرگواريهاى خود بهره مند

نماید .

   بقیه مطالب را در «ادامه مطلب » بخوانید

ادامه نوشته

توصیه های عارفان در ماه ربیع الاول

                          مراقبت در ماه ربیع‏ الاول

« بهار ماه‏ ها » ربیع الاول است چرا که آثار رحمت الهی و ذخایر

 برکات خداوندی در این ماه پدیدار می‏ شود و انوار جمال الهی بر

 زمین و زمینیان می‏ تابد .

 ولادت رسول اکرم‏ صلی الله علیه وآله که مثل آن در گیتی اتفاق نیفتاده ،

 در این ماه بوده است آری اشرف و سید موجودات و نزدیک‏ ترین

خلق به خدا در چنین روزهایی به دنیا آمد .

مسلمان مراقب باید در شکر این نعمت‏ عظیم کوشش‏ فراوان کند و

 رحمت‏ وسیع خداوندی را برای‏ خود فراهم سازد . تمامی ماه‏ ربیع را

 غنیمت‏ شمرده ، با توسلات و مناجات خود را از الطاف حق بهره‏ مند سازد .

با اخلاص و ادای شکر این نعمت‏ بسیار بزرگ به معرفت‏ خود افزوده ،

 از صفات پسندیده بهره‏ برداری کند . درون خود را مرکز تجلی انوار

الهی نماید و از غفلت و سهو دوری گزیند تا در فردوس اعلا با نبیین ،

 شهدا و صدیقین همنشین شود .

کسب معرفت و ذکر و شکر ، عبادات روحی ، و تلاش جسمی درطاعات

 ازعبادات بدنی است که مسلمان مراقب باید نسبت‏ به آنها اهتمام داشته باشد .

روز هشتم این ماه شهادت امام حسن عسکری‏ علیه السلام است .

 روزی که حزن حضرت ولی عصرعلیه السلام فرا می‏ رسد ؛ ادای احترام

 و عرض تسلیت‏ خدمت آن امام‏ علیه السلام لازم است .

شکر و سپاس الهی به مناسبت‏ خلافت و امامت‏ حضرت بقیة‏ الله الاعظم

- ارواح العالمین له الفداء - برای شیعیان مراقب و متعهد عملی پسندیده است .

نهم ربیع روز شادی شیعیان است و ارادتمندان اهل‏ بیت‏ علیهم السلام در

 جشن و شادی بسر می‏ برند .

دهم ربیع روز ازدواج رسول الله‏ صلی الله علیه وآله با خدیجه - سلام الله علیها -

 است که سرور و شادی مسلمین را به همراه دارد .

« هفدهم ربیع‏ » نیز روز جشن و خوشی است .

زیرا رسول اکرم‏ صلی الله علیه وآله و امام صادق‏ علیه السلام به دنیا آمدند

و جهان را از وجود خود بهره‏ مند ساختند .

کتابخانه میرزا جواد آقا ملکی مردی از ملکوت > فصل ششم : بر منبر دل‏ ها >

 اعمال ماه‏ های سال > مراقبت در ماه ربیع‏ الاول

رحلت پیامبر نور و رحمت تسلیت باد

رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله )

وشهادت سبط اکبرش امام حسن مجتبی (علیه السلام ) وشهادت ثامن الحجج

حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) بر عموم شیعیان تسلیت باد .