«حقيقت فدای جذابيت» ويژگی ديگر معنويتها و عرفانهای نوظهور است.اكنكار، فالوندافا، تی.ام.، همه و همه خود را فراتر از اديان و جامع آنها معرفیمیكنند، ما «اك مسيحی»، «اك يهودی»، «اك بودايی» و «اك مسلمان» داريمبه عنوان مثال فرقه «رامالله» در ايران در مورد حضرت مسيح(ع) میگويد:مسيح(ع) به معراج رفت، ولی عيسا به صليب كشيده شد و در توجيه اينسخن نغز می گويند: «مخاطبان من هم مسلماناند و هم مسيحی و من بايد بهگونهای سخن بگويم كه همه را جذب كنم»افرادی نظير اشو و كوئيليو از كتب عرفانی اسلامی حتی قرآن كريم،و از عهد جديدو عهد عتيق از «تائوته چينگ» كتاب مقدس «تائوئيستها» از متون مقدس بودايیو غيره استفاده میكنند، لذا میتوان گفت معنويتهای نوظهور در صدد ايجاد دينیجهانیاند و از اين رهگذر در ايجاد ابرفرهنگ جهانی برای تكميل پروژه جهانیسازی نظام سلطه نقش جدی ايفا میكنند.در معنويتهای نوظهور حقيقت مهم نيست بلكه كارآيی مهم استدر معنويتهای نوظهور حقيقت مهم نيست، بلكه كارآيی مهم است و در اين صورتاهميت ندارد كه كدام دين و آيين معنوی كاملتر و درستتر است، بلكه هر كدام كهتو را آرام میكند می تواند دين تو باشد. دالايی لاما میگويد: ممكن است كسی بااعتقاد به خدا به آرامش برسد و ديگری با انكار خدا هر كدام بايد داروی مورد نيازخود را انتخاب كنند.«سحر و كارهای خارقالعاده» از ويژگیهای جذاب اين معنويتهای نوظهور است.كه يكی از شاخصهای عرفانهای جديد استفاده از نيروهای جادويی و سحرآميز است.كه البته در زندگی يك نواخت و ماشينی و به دور از معنويت انسان معاصر میتواندتنوع جالبی را ايجاد كند و به جذب افراد زيادی منجر شود، به خصوص در مواردیكه يك مدعی را رهبر فرقه معنوی توانايی خود را به خداوند نسبت بدهد، در اينصورت كارهای جادويی به جای كرامات معنوی اولياء خدا ارائه میشود و رویمردم تأثير بيشتری میگذارد.سحر و جادو از زمان حضرت سليمان(ع) در بين مردم رواج يافت. گروهی از مردمبا افرادی از جن كه در تسخير حضرت سليمان بودند، ارتباط برقرار كرده و با كفرورزيدن به قدرت خداوند، سحر و جادو را از اجنه آموختند و از تعاليم آن پيروی كردند.«وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطينُ عَلی مُلْك سُلَيمانَ وَ ما كفَرَ سُلَيمانُ وَ لكنَّ الشَّياطينَكفَرُوا يعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ» (بقره/102) پس از آن سحر و جادو در زندگیمردم مشكلاتی را ايجاد كرد و خداوند با فرستادن دو فرشته در بابل راههای باطلكردن سحر را به مردم آموخت ولی مردم از آن دو چيزهايی را فراگرفتند كه برایشان فايدهای نداشت. در ادامه آيه قبل میفرمايد: »وَ ما أُنْزِلَ عَلَی الْمَلَكينِ بِبابِلَ هارُوتَوَ مارُوتَ وَ ما يعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّی يقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكفُرْ... وَ يتَعَلَّمُونَ ما يضُرُّهُمْوَ لا ينْفَعُهُمْ» «بقره/102»امروزه میبينيم كه با يك سری تمرينات افرادی اين توانايیها را پيدا میكنند و دستبه كارهای خارق العاده میزنند. تمام اين افراد به طور مستقيم يا غير مستقيم تبعيتاز آن جنيان را برگزيده و خداوند را رها كردهاند، در حالی كه انسان با عبوديت وطاعت حق تعالی میتواند به مراتب بالايی از معنويت و آگاه برسد، ولی با تبعيتاز راههای كفرآميز تنها میتواند به مشت خاكی از مسير سلوك اوليای خدا دست يابد.انسان با تبعيت از انبيا و شخص رسول اكرم (ص) به جايی میرسد كه جبرئيل هميارای همراهی با او را نخواهديكی از عواملی كه مكاتب انحرافی در جامعه را افزايش میدهد، فراموش كردن مكاتبحقيقی اسلام و معنويات همچنين عدم درك توحيد واقعی است.دوري از عرفان اصيل و ناب، در حمايت استعمار بودن، آسانگيري، همگاني وسهل الوصول بودن و ادعاي كاذب در زمينه كرامات را از ويژگيهاي عرفانهاينوظهور می دانیم .وجود تعداد زيادي سايت در حمايت و تبليغ اُوشو و افكار وي را كه چند سال پيشاز دنيا رفته با حمايت مالي كشورهاي استعماري است و با خرافي بودن فرقههايعرفاني نوظهور، اين فرقهها به دنبال چيزهايي ميروند كه مردم عموماٌ به دنبال آنهستند و البته با پوشاندن لباس حق به باطل در صدد القاء مطالب خود به مخاطبانهستند. بيش از صد نوع از اين مسلكها در كشور وجود دارد وعرفان داراي پيچيدگي است و از عرضه همگاني آن نظير برنامههاي تلويزيوني و ازسوي هر شخص ناآگاهي خطر بزرگي است.در برخي مكاتب عرفاني نوظهور، داشتن دوست از جنس مخالف نه تنها ساده شده،بلكه به عنوان يك امر موجّه و عرفاني وانمود ميشود، از اين رو ميبينيم كه بعضيتحت تأثير اين مطالب قرار گرفتهاند و جذب اين گروهها شدهاند. یکشنبه یکم شهریور 1388 5:36 بعد از ظهر
|