درس اول :عاشورا رابشناسیم

«اولین عبرتی که درقضیه عاشورامارابه خود متوجه می کند این است که ببینیم چه شد

 که پنجاه سال بعد ازدرگذشت پیغمبر –صلوات الله وسلامه علیه – جامعه اسلامی به آن

 حدی رسید که کسی مثل امام حسین علیه السلام ناچار شد برای نجات جامعۀ اسلامی

چنین فداکاری بکند » (1)

شناخت ماازواقعۀ کربلاوعوامل به وجود آورندۀ آن ، جدای ازبالا بردن درک ماازفعل

 درست ومنطبق بودن اقدام امام حسین علیه السلام آن هم مبتنی برشرع وعقل ،فایدۀ

دیگری درپی دارد وآن جلوگیری ازتکرار حادثۀ کربلا ومشابه آن برای حسین سیرتان

درمقطع دیگری درتاریخ است .

«مگر ماازجامعۀ زمان پیغمبر وامیرالمؤمنین علیه السلام قرص تر ومحکم تریم ؟! چه

 کنیم که آنگونه نشود ؟ اگرامروزمن وشما جلوی قضیه رانگیریم ،ممکن است پنجاه

 سال دیگر ، ده سال دیگر، جامعۀ اسلامی ماکارش به جایی برسد که درزمان امام

 حسین علیه السلام رسید ه بود .» (2)

«عاشوراشناسی »اولین درس عاشورا است .این که «ماهیت »عاشورا، واقعیت عاشورا

 ، حقیقت عاشورا ، وعلل وعوامل پیدایش عاشورارابشناسیم ، به درستی بشناسیم که

چگونه جامعه ای چنان دچار وارونگی ارزش ها ودگردیسی فرهنگی می شود که پس

ازرحلت پیامبر صلی الله علیه وآله «طلقائی »چون ابوسفیان ومعاویه و«مطرودینی »

مانند «ولید بن عقبه » نه تنها به جامعۀ اسلامی بازمی گرددند بلکه برپست های کلیدی

جامعه اسلامی هم دست می یابند وکاربه جایی می رسد که برمنبر پیامبر (ص)بوزینه

بازان وسگ بازان تکیه می زنند ودائم الخمرها به محراب نماز می روند وکسی برجای

 پیامبر می نشیند واورا امیرالمؤمنین خطاب می کنند که سرسوزنی سنخیت باپیامبر

صلی الله علیه وآله وارزش های دینی ندارد .

درس دوم :بصیرت داشته باشیم

بصیرت یعنی :شناخت حق ازباطل درفضایی کاملاً مه آلود که حق درباطل چنان در

آمیخته ، که فرد نیازمند بینشی فراتر ازعلم باشد .

بصیرت یعنی فریب نخوردن درفضای پرهیاهو، نه اجازۀ سواری گرفتن ونه اجازۀ شیر

دوشیدن به دشمن درمقطعی حساس وسرنوشت ساز ،

«اهل بصیرت » درحوادث ،اگر خود «نشانه »برای دیگران هم نباشند نیاز به «نشانه »

ندارند ، جناب «عمار»اهل بصیرت است ونشانه ای برای لشکریان ،که بواسطۀ اوصف

حق رابشناسند اما هرگز نشانه ای برای «مالک » ودیگر یاران «اهل بصیرت »چون

اونیست وبی شک اگردستگاه تبلیغاتی معاویه شهادت «عماریاسر» را چنان به تصویر

 می کشید که اودرصف معاویه به دیدارخدارفت ، هرگز تزلزلی در«مالک اشتر »و

دیگریاران امیرالمؤمنین علیه السلام دیده نمی شد ، چراکه برای «مالک » ملاک تنها

امام علی علیه السلام است وبس !

همان گونه که ملاک عمارهم همین بود که جبهۀ حق ،جبهه ای نیست که اودرآن قراردارد

 بلکه ملاک حق ، جبهه ای است که علی علیه السلام پرچمدارآن است .

اما این که خواص اهل بصیرت چگونه به امام علی علیه السلام رسیدند ، چگونه به

 امام حسین (ع)رسیدند وچگونه فرهنگ ناب تشیع رابه امروزرساندند ؛ همه وهمه

به نگرش منظومه ای آنان به مکتب اسلام دارد .

تفاوت خواص اهل بصیرت باخواص بی بصیرت درهمین است که چون ساختار فکری

 نظام مند داشته ودارند ، ازنگاه منظومه ای به مکتب ، اهل بیت علیهم السلام

ورخدادهابرخوردارند .

این که رهبری انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله ) براین نکته تأکید

 دارند که همه باید درجرگۀ اهل بصیرت باشند .به خاطراینست که در«فتنه ها »گاه پرچم

به دست خواص بی بصیرت می افتد وفضا رابرای شناخت حق مه آلود می کنند.حضرت

علی علیه السلام درجنگ صفین فرمود :الاولایحمل هذاالعَلَم اِلااهل البصر والصبر .

درس سوم :به تکلیف عمل کنیم

انسان موحد ومؤمن به تکلیفش عمل می کند ، حال سکوت است یافریاد ، جنگ است

یاصلح ،مطالعه ودرس است وبه دست گرفتن قلم ، یاحرکت درمیدان وبه دست گرفتن

 اسلحه .

تکلیف بامشقت همراه است وباید به تکلیف عمل کرد ، درهرزمان ودرهرموقعیت ودرهر

شرایطی که باشد .

واقعیت اینست که بسیاری درشناخت تکلیف دچار اشتباه می شوند ؛ اما بیش ازآنکه افراد

درشناخت تکلیف اشتباه کنند درادای تکلیف سهل انگاری می کنند که این تسامح وتساهل ،

به مسائل نفسانی چون دنیا گرایی وترس و...بازمی گردد.

یکی ازدرسهای عاشورا ادای تکلیف ، به هرقیمت ودرهرشرائط ، باداشتن هرمرتبۀ علمی

 وجایگاه اجتماعی است . چه فرد ازخواص جامعه باشد وچه جزو عامه مردم ، چه فقیر

باشد ، چه غنی ، چه سالم باشد چه بیمار ، گاهی بربیمار ومریض وزن تکلیف ساقط

می شود اما آن هم شرایطی دارد .

امام حسین علیه السلام به همه درس می دهد که باید به تکلیف عمل کرد درهرشرایطی

وباهر امکاناتی ونه باید به سخنان کسانی گوش داد که با توجیهات خود درصدد تکلیف

 تراشی بدلی ودروغین هستند حتی اگر این افراد جزو خواص باشند .

«لذا عبدالله بن جعفرومحمد بن حنفیه وعبد الله بن عباس –این ها که عامی نبود ند ، همه

 دین شناس ، آدم های عارف ، عالم همه چیز فهم بودند –وقتی به حضرت می گفتند که

 «آقا ! خطر دارد ، نروید »(3)می خواستند بگویند وقتی خطری درسرراه تکلیف است

، تکلیف ، برداشته است . آن ها نمی فهمیدند که این تکلیف ،تکلیفی نیست که با خطر

 برداشته شود .آیاممکن است انسان ، علیه قدرتی آنچنان مقتدر (به حسب ظاهر) قیام

کند وخطر نداشته باشد ؟! مگرچنین چیزی میشود ؟! این تکلیف همیشه خطر دارد .. »(4)

درس چهارم :توجیه نکنیم

عاشورا به ما می آموزد که «اگرکسانی برای حفظ جانشان ، راه خدا راترک کنند وآن

جا که باید حق بگویند،نگویند ، چون جانشان به خطرمی افتد ، یابرای مقامشان یابرای

شغلشان یابرای پولشان یامحبّت به اولاد ، خانواده ونزدیکان ودوستانشان ، راه خدارا

رها کنند ،آنوقت حسین بن علی ها علیهم السلام به مسلخ کربلا خواهند رفت وبه قتلگاه

کشیده خواهند شد ، آن وقت ، یزیدها برسرکارمی آیند وبنی امیه ،هزارماه برکشوری که

 پیغمبر به وجود آورده بود ، حکومت خواهند کرد و«امامت »به «سلطنت » تبدیل

خواهد شد (5)

به امام حسین می گفتند :شما درمدینه ومکه ، محترمید ودریمن ؛آن همه شیعه هست .به

گوشه ای بروید که بایزید کاری نداشته باشید (6)یزید هم باشما کاری نداشته باشد ،بروید

بین  این همه مرید ،این همه شیعیان ؛ زندگی کنید ، عبادت وتبلیغ کنید ! چرا قیام کردید ؟

 قضیه چیست ؟(7)

امام حسین علیه السلام می دانست که اگراین حرکت رانکند ، این امضای او، این سکوت

 او، این سکون او ،چه برسراسلام خواهد آورد . 

 امام بدون گوش دادن به توجیهات شیطانی درزرورق واژه های مقدس ،حرکتی راآغاز

کرد که برای همیشه اسلام ومکتب ختمی مرتبت رازنده نگه داشت .

درس پنجم :مواظب خواص باشیم

اگر خواص جامعۀ نبوی پس ازرحلت پیامبر صلی الله علیه وآله دربرابر واقعۀ غدیر

سکوت نمی کردند ، اگر برای «سقیفه »مشروعیت قایل نمی شدند ، اگر خطاها یکی

پس ازدیگری مرتکب نمی شدند ، اگربه امام علی علیه السلام دربرابر معاویه یاری

 می رساندند ، اگرامام حسن علیه السلام راتنها نمی گذاشتند ،اگرواگر...تاریخ به گونه

ای دیگر رقم می خورد .

به راستی به چه وسیله ای وچه زمان خواص را،آن هم خواص معتقد راچنان به سادگی

 میتوان دورزد که وقتی به خود می آیند ، سرفرزند پیامبر رابرنیزه نظاره میکنند ؟

«آری وقتی خواصِ طرفدار حق ،یااکثریت قاطع شان ، دریک جامعه ، چنان تغییر

ماهیت می دهند که فقط دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می کند ؛ وقتی ازترس جان

،ازترس تحلیل وتقلیل مال ، ازترس حذف مقام وپست ،ازترس منفور شدن وازترس

تنهاماندن ، حاضر می شوند حاکمیت باطل راقبول کنند ودرمقابل باطل نمی ایستند واز

حق طرفداری نمی کنند وجانشان رابه خطرنمی اندازند ؛ آنگاه درجهان اسلام فاجهه

باشهادت حسین بن علی علیه السلام (باآن وضع) آغاز می شود .حکومت به بنی امیه

 وشاخۀ «مروانی » وبعد به بنی عباس وآخرش هم به سلسلۀ سلاطین دردنیای اسلام ،

تاامروزمی رسد !» (8)

اکثریت خواص عصرامام حسین (ع) می دیدند درجبهۀ یزید همه چیزهست حتی زنده

ماندن ، اما درآن سو هیچ چیز دنیایی نیست حتی زندگی وزنده ماندن دردنیا هم نیست .

اقلیت خواص خدامحور ، آخرت گرای دنیا گریزدرکنارامام حسین (ع)بودند ازاین رو

امام حسین هم صادقانه به آنان فرمود : فردا همگی شما به شهادت می رسید ، وازاین

جمع کسی زنده نخواهد ماند .(9)

 درس ششم :دردفاع ازحق تردید نکنیم

دردفاع ازحق نه تردید درقلبش راه می یابد ونه تزلزل درگامها وموضع گیریهایش مشاهده

 می شود ، کربلا درس تردید نداشتن دردفاع ازحق رابه همۀ انسانها می آموزد ، ازاین

 رو «کربلا الگوی همیشگی ماست . کربلا مثالی است برای اینکه درمقابل عظمت دشمن

، انسان نباید دچارتردید شود .این ، یک الگوی امتحان شد ه است ».(10)

عظمت کاراین جا بود که امام حسین علیه السلام درمقابل فشاروسنگینی یک دنیای متعرّض

 ومدّعی ، احساس تردیدنکرد ؛ درحالی که آدم های معمولی احساس تردید می کنند .

آدم های فوق معمولی هم احساس تردید میکنند . کمااینکه بارها گفته ام  عبدالله بن عباس

وهمۀ آقازاده های قریش ، ازآن وضع ناراحت بودند . عبدالله بن زبیر ، عبدالله بن عمر

 وفرزندان بزرگان صحابه وبعضی صحابه ازاین قبیل اند .درمدینه عدّۀ زیادی صحابه

 بودند ؛ آدم های باغیرتی هم بودند که سال بعد(درقضیۀ حره )به مدینه حمله بردند وهمه

 راقتل عام کردند ایستادند ؛ جنگیدند ومبارزه کردند . خیال نکنید ترسوبودند ؛ نه ،شمشیر

 زن وشجاع بودند .اما شجاعت ورود درمیدان جنگ ، یک مسأله است وشجاعت مواجه

شدن بایک دنیا، یک مسئلۀ دیگراست .امام حسین علیه السلام این دومی راداشت ».(11)

 درس هفتم :همه به میدان بیاییم

وقتی حادثه ای غیر مترقبه چون سیل ،زلزله  وطوفان به میان می آید ویانوعی بیماری

 مسری جامعه ای راتهدید می کند ، همۀ افراد جامعه برای مقابله باآن بسیج می شوند و

هرکس به اندازۀ توان خود برای مقابله ومبارزه بایک ویروس ویاحادثه ای تلاش می کند .

عاشورا درس می دهد که درگام نخست همه باید به میدان بیایند ودرگام دوم آنچه راکه دارند

 درراه دین فدا کنند .

« عاشورا درس میدهد که برای حفظ دین ، باید فداکاری کرد .درس می دهد که درراه

قرآن ، ازهمه چیز باید گذشت . درس میدهد که درمیدان نبرد حق وباطل ، کوچک و

بزرگ ، زن ومرد ، پیر وجوان ،شریف ووضیع وامام ورعیّت ، باهم دریک صف

قرارمی گیرند .» (12)

یاران اما م حسین علیه السلام ازآنچنان «بصیرت » ومعرفتی برخورداربودند ، که حتی

اجازه ندادندتاوقتی که آنان زنده اند ، اهل بیت اما م حسین به میدان بیایند ، وقتی همه در

خون خود خفتند نوبت به اهل بیت علیهم السلام رسید ، نوبت به علی اکبر وقاسم واصغر

علیهم السلام رسید .

درس هشتم : فریب رسانه ها رانخوریم

هیچ حرکتی ، هیچ جنگی وهیچ فاجعه ای درتاریخ رقم نمی خورد ، مگر آنکه قبل از آن ،

 اندیشه های یک جمع ویایک ملّت به تسخیر جمعی ویاملتی دیگر درآید .

بی سبب نیست هزینه ای که برای جنگ سخت افزاری وآماده سازی افکار واندیشه ها

 وتغییرذائقه ها مصرف می شود وبه اصطلاح «جنگ نرم » نامیده می شود برای سخت

افزاری هزینه نمی گردد .

درکربلا هزینه ای که برای فریب دادن ، همسو کردن ، ساکت کردن برخی ازخواص

صرف شد، هزینه ای که برای خارجی معرفی کردن خاندان پیامبر (ص) دربین عامۀ

مردم خرج شد ، ازهزینۀ لشکرکشی ابن زیاد وتجهیز لشکرعمربن سعد وشمر اگر بیشتر

نبود هرگز کمتر نبوده است .

اما چه عاملی موجب می شود که مردم پای رسانه های دشمن بنشینند وسخنان آنان را

باورکنند .

کاربه جایی برسد که جلوچشم مردم ، حرم پیغمبر رابه کوچه وبازاربیاورند وبه آنها

 تهمت «خارجی » بزنند ! «خارجی » معنایش این نیست که اینها ازکشورخارج آمده

اند .خارجی یعنی جزء خوارج .یعنی خروج کننده .دراسلام فرهنگی است مبتنی بر

اینکه ، اگرکسی علیه امام عادل ، خروج وقیام کند مورد لعن خداورسول ومؤمنین

ونیروهای مؤمن قرارمی گیرد. پس «خارجی » یعنی کسی که علیه امام عادل خروج

 کند .»( 13)

دشمن ازتمام ابزار تبلیغاتی خود سودبرد . 1-جعل حدیث   2- لعن ونفرین 3- تغییر

ارزش ها «معروف » به جای «منکر» و«منکر » به جای« معروف ».

اینجابود که فریاد امام حسین علیه السلام برخواست : « الا ترون الحق لایعمل به و

الباطل لایتناهی عنه »(14)

درس نهم : دشمن آسیب پذیراست

همۀ دنیا به مقابله بافرزند دلبند فاطمة الزهراعلیهاسلام آمده بود، اما حسین فاطمه با

ایستادگی درهمان ساعت اولیه صبح عاشورا ، شکست آنان رارقم زد ،

جبهۀ فرهنگی دشمن ، جبهۀ اقتصادی دشمن ، جبهۀ نظامی دشمن دررویارویی باامام

حسین (ع) شکست خورد ، هم درکوتاه مدت ، هم درمیان مدت وهم درمیان مدت وهم

دربلند مدت وامام حسین علیه السلام درهرسه این مرحله پیروز میدان بود اما جلوۀ

بزرگش دربلند مدت خودرانشان داد .

نام امام حسین علیه السلام هرسال ، هرماه وهرروز وهرساعت وهر لحظه نه تنها بر

پرچم ها بلکه درقطره قطره خون آزادگان جهان جاری است .

درس دهم : می شود ایستاد

« روح قضیه این است که امام حسین علیه السلام دراین ماجرا ، بایک لشکرروبرو نبود ؛

 باجماعتی ازانسانها ، هرچند صدبرابر خودش ، طرف نبود ؛ امام حسین علیه السلام با

جهانی ازانحراف وظلمات روبرو بود . که آن جهان هم همه چیز داشت پول، زروزور،

 شعر ، کتاب ومحدّث وآخوند داشت . وحشت انگیز بود ، تن آدم معمولی درمقابل عظمت

 پوشالی آن دنیای ظلمت می لرزید .قدم ودل امام حسین (ع) مقابل این دنیا نلرزید ؛ احساس

 ضعف وتردید نکرد ویک تنه وسط میدان آمد ».(15)

انقلاب اسلامی چون حادثۀ عاشورا ، نه تنها درمقابل همۀدنیای کفر وشرک ایستاد ،بلکه

به هیچ قدرتی دردنیا ، چه قبل وبعدازآن وچه درطول این  سه دهه تکیه نکرد .

«اینها درسهای عاشوراست .البته همین درس ها کافی است که یک ملت را، ازذلّت به

عزّت برساند . همین درسها می تواند جبهۀ کفرواستکبارراشکست دهد. درس های زندگی

 سازی است ».(16)

                                                     <والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته >


پاورقی

1-بیانات مقام معظم رهبری ، 22/4/1371.

2-بیانات مقام معظم رهبری ،درجمع فرماندهان لشگر27 ،ص 110.

3-بحارالانوار ، ج 44،ص 366.

4- بیانات مقام معظم رهبری ،19/3/74

5- بیانات مقام معظم رهبری ،20/3/1375

6-اللهوف ، ص 39-40

7-بیانات مقام معظم رهبری ،19/3/1374

8-بیانات مقام معظم رهبری ، 22/4/1371

9- بحارالانوار ،ج 4،ص 298.

10-بیانات مقام معظم رهبری ،10/4/1371.

11-بیانات مقام معظم رهبری ، 24/9/1375.

12-بیانا ت مقام معظم رهبری ، 22/4/ 1371.

13- بیانا ت مقام معظم رهبری، 20/3/1375.

14-بحارالانوار ، ج 46، ص 192.

15- بیانا ت مقام معظم رهبری،24/9/1375.

16- بیانا ت مقام معظم رهبری،24/9/1375.