چرا فاطمه (س) فاطمه نامیده شد؟
عن ابی عبدالله علیه السلام قال : كان رسول الله . این صیغه مفید
دوام و استمرار است. كان رسول الله، کار دایمی اش این بود،
نه تنها به نحو اتفاق. كان رسول الله يُكثر تقبيل فاطمة وأنكرت ذلك
عائشة، فقال: رسول الله: يا عائشة إني لما اُسري بي إلى السماء
دخلت الجنة فأدناني جبرئيل من شجرة طوبى، وناولني من ثمارها
فأكلته
خصوصيت روايت اين است كه مايه ی تكون بدني او بايد در مقام
"ابيت عند ربي يطعمني" محقق شود كه البته اين حقايق بهتآور است،
اما نه براي هر كس. براي آنهايي كه به عظمت اسراء در آن شب واقفند
و به آن قربي كه آن شب محقق شد، و بعد بفهمند كه شجره طوبي چيست؟
اوصاف آن شجره چيست؟ شجرهاي كه هيچ قصري در بهشت از قصور
همه ی انبیا و امم نيست، الا اينكه يك رشته از شجره طوبي در آن
قصر است.
حضرت رسول ميفرمايند " من به زمين آمدم و خدا از آن ثمر شجره،
فاطمه را به من داد"، " فما قبلتها قط"، " هيچ وقت نشد كه او را ببوسم
و بوي شجره طوبي را استشمام نكنم".
اگر بدن و جسم از درخت طوبي باشد، پس مبداء روح از كجاست؟ اگر
بدن چنين بدني است، نفسی كه به چنين بدني تعلق ميگيرد، چه نفسي
است؟
فاطمه از فطم است و فطم قطع است. و ايشان فرمود؛ فاطمه فاطمه
ناميده شد چون خلق از معرفت او منقطع است. يعني دست عقل را از
نيل به مقام منيعش قطع كرد.
برهانش هم اين است که اگر بدن این است، اگر مایه ی جسمانی از
اعلا علیین است آیا خمیره ی روحانی از کجاست؟ و اینجا از بيان امام
ششم روشن ميشود كه روح از چه چيز مخلوق است. بدن از درخت
طوبي است و روح "من نور عظمت الله" است. بنابراين در اينجاست كه
قلم هر نويسندهاي ميشكند و بيان هر فقيهي و حكيمي الكن ميماند.
كنار اين بدن بود كه رادمرد عالم امكان گفت كه "اي كاش زنده نبودم تا
چنين وضعيتي را ببينم".
اولاد فاطمه(س)، يعني ولد حقيقي و كساني كه از مادر فاطمي هستند،
بايد شام غريبان آن حضرت را كه روز سوم جماديالثاني بود، در تمام
شهرها به صورت هيئت خاص سادات برگزار ميكردند و وظيفه خود
را نسبت به مادرشان ادا مينمودند.
زماني كه فاطمه (س) از دنيا رحلت كردند، كسي جز اسماء در خانه نبود.
وقتي دو پسر ايشان رسيدند، سوال كردند كه اسماء مادر ما چه شد؟ و
سپس به سمت مسجد پيامبر حركت كردند كه اميرالمومنين با ديدن آنها به
زمين افتاد و غش كرد. اميرالمومنيني كه هزاران ضربت بر بدن او بود و
بر هيچ كدام آه نكشيد، اما وقتي چشمش به پسرانش افتاد، غش كرد.
آب به صورت ايشان ميپاشند تا به هوش ميآيد. سپس روانه خانه ميشوند
و پرده از روي صورت حضرت فاطمه ميكشند و با ايشان نجوا ميكنند.
حضرت فاطمه نيز به ايشان ميفرمايند كه همه كار من را در دل شب
انجام دهيد، همچنين به اميرالمومنين ميفرمايند كه تنها ياور تو و تنها ركن
تو من بودم كه رفتم.
السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده (سلام الله علیها )