منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
لينک دوستان
پيوندهاي روزانه
درباره

باید توجه داشت که گرچه اصل وحقیقت عرفان امری متعالی ومطلوب ودرراستای تکامل انسان وبلکه حقیقت کمال اواست ؛ ولی این مسأله نباید موجب گردد که تصور کنیم همه کسانی که به این نام شناخته ودراینراه دیده می شوند به زلال حقیقت وروح عرفان ومعنویت دست یافته اند .بنابراین باید بسیارمراقب باشیم تا نام ها وعناوین ، مارافریب ندهند .هرجا اسم عرفان وعارف وسیر وسلوک هست ، معلوم نیست ازحقیقت عرفان نیز خبری باشد .کم نبوده ونیستند کسانی که گر چه درنیت خویش برای سیروسلوک صادق بوده اند ؛ ولی دراثر عدم آشنایی با معیارهای عرفان حقیقی ،به دام منحرفان ومدعیان دروغین افتاده ا ند وبه جای سیر الی الله دربیراهه های گمراهی وانحراف گرفتار آمده اند .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی

 


 پرسش

   پرسش هایی از مرحوم حضرت آیت الله بهجت (قدس سره )

قرب و سیر وسلوک   

 س) با چه کاری- غیر تدریس و همت گماردن به کتاب خداوند  

متعال و تفسیر اهل البیت علیهم السلام- می توان بر تقوی و سیر 

 به سوی خداوند متعال، قوت پیدا نمود؟ 

ج)  بسمه تعالی- تصمیم همیشگی و دائمی بر ترک گناه در اعتقاد 

 و عمل.
 
س) لطفاً دستورات عملی بدهید تا عمل نمایم و به لطف الهی به  

درجات عالیه نائل شوم؟   

ج) بسمه تعالی- عنه صلی الله علیه و آله و سلم «ألا أخبرکم  

بدائکم و دوائکم، داؤکم الذنوب و دواؤکم الإستغفار»، کلمه  

«أستغفر الله» [را] تا می توانید از روی اعتقاد کامل، صمیمانه، 

 با التزام به لوازم حقیقه معلومه اش، تکرار نمایید.
 
س) بعضی از طلاب در لبنان به ما مراجعه کرده و از ما تقاضای 

 مواعظ اخلاقی و ارشاد در این زمینه می نمایند و نیز از طریق  

تهذیب نفس سؤال می نمایند، به همین خاطر خواهشمندیم که در 

 این زمینه ما را راهنمایی بفرمائید.  


ج) بسمه تعالی- از بزرگترین چیزهایی که در این مطلب نافع  

است، این است که هر روز به افرادی که برای درس، نزد شما 

 حاضر می شوند یک روایت از روایات اخلاق شرعی از جهاد  

نفس از باب جهاد [کتاب] «وسائل» و باب «آداب العشره» از 

 [باب] حج کتاب «وسائل»، متذکر شوید همراه با تدبر و تامل 

 و بنا گذاردن بر عمل به آنچه بر آن علم پیدا می کنید.
 
س) راه خداشناسی چیست؟ اگر ممکن است راهنمایی بفرمایید. 

 ج) راه خداشناسی، خودشناسی است؛ می دانیم خود، خود را  

نساخته ایم و نمی توانیم؛ دیگری اگر مثل ما است، خود را و ما  

را نساخته و نمی تواند بسازد؛ پس قادر مطلق، ما را آفریده و  

او خداست؛ راه قربش، «شکر منعم»، به طاعت اوست و مشقت 

 آن ابتدائی است، چندی نمی گذرد، برای طالبین، قرب او از هر 

 حلاوتی شیرین تر است.
 
س) این جانب تصمیم دارم که به خداوند، قرب پیدا کنم و سیرو 

سلوک داشته باشم، راه آن چیست؟  

ج) بسمه تعالی- چنانچه طالب، صادق باشد، «ترک معصیت»،  

کافی و وافی است برای تمام عمر، اگر چه هزار سال باشد.  
 
س) خواهشمندم بفرمایید چطور می توان بهتر به خداوند و  

ائمه اطهار علیهم السلام انس گرفت؟  

ج) با طاعت خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله وسلم و  

ائمه علیهم السلام و ترک معصیت در اعتقاد و عمل.
 
رذائل اخلاقی  

  س) ما آلوده به پستیهای درونی و بیرونی هستیم، ما را طبابت  

کنید و در پیمودن این طریق ما را راهنمایی بفرمایید. 

ج) بسمه تعالی- زیاد بگوئید «استغفر الله» و خسته نشوید، و  

خاطر جمع باشید این علاج است. «داؤکم الذنوب و دواؤکم  

الاستغفار».(کنز العمال، ج 1، ص 479).
 
س) مدتی است شیطان و هوای نفس در تزکیه بطن و لسان،  

کم خوری، کم گفتن و کم خوابیدن اذیتم می کند، برای رفع این  

معایب چه کنم؟ 

ج) بسمه تعالی- گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه 

؛ ترتیبی برای تقلیل طعام ذکر می شود (إن شاء الله). هر چه را  

که قصد دارید بخورید، اول جدا نماید، مثلا" در سینی جداگانه و  

قناعت هم نکنید، آن وقت فقط  از آن میل کنید. این را باید عمل  

نمایید تا معلوم گردد.
 
  بقیۀ مطالب را در « ادامۀ مطلب » بخوانید



                  نماز حقیقی نماز عارفان  

 نماز حقیقی

هر كس به هر اندازه از نماز بهره معنوى و روحانى ببرد،  به همان  

اندازه  در امور زندگانى خويش به صورت فردى  يا جمعى به وظايف 

 دينى بيشتر  پايبند بوده از ظاهر و باطن  خود مراقبت بيشترى به  

عمل مى آورد و به  همان اندازه نيز  به خداوند تبارك و تعالى نزديكتر 

 شده ، تكامل مى يابد.  

 پس بايد گفت كه مى توان با نماز حقيقى ، آن نمازى كه رسول  خدا را  

به معراج برد مومنين را به معراج مى برد، آن نمازى كه   در آن  

حضرت  على (ع) ضربت شمشير بدبخت ترين انسانها از اولين و  

آخرين را درك  نمى كند، آن نمازى كه وقتى هر يك  از ائمه  

مى خواستند آن را بر پاى دارند  چهره ايشان بر افروخته  مى شد  

و دستان و پاهاى مباركشان لرزان مى گشت  ، به قدر  توانايى به 

 سوى خدا رفت .  

نمازى اين چنين نشان مى دهد كه نمازگزار حقيقتا و از روى  

صدق  و صفا و  راستى مى خواهد رو به سوى خدا رود و از هر 

 آنچه  غير از رضاى الهى در آن است اجتناب كند. 

 نماز حقيقى است كه ديگر به نمازگزار اجازه نمى دهد با خداى  

خويش نقض  عهد  كند و با بندگان خدا ناسازگارى ورزد و خلاصه 

 اگر فرد نمازگزار  براستى نماز به پاى دارد، بايد گفت به حقيقت  

در راهى گام نهاده  كه مرضى  پيامبر اكرم (ص) و ائمه هدى  

عليهم السلام است .  

اينك قبل از آن كه به بيان حقايقى درباره اجراى نماز بپردازيم ، 

 لازم است كه مطالبى را بيان كنيم . مطلب نخست اين است كه 

 خداوند تبارك و تعالى از هر چه نقص و عيب است مبرى و منزه 

 است و بى نياز و غنى مطلق مى باشد. نه عبادت و طاعت بندگان  

به خدا نفعى مى رساند و كمبودى از او (نعوذ بالله ) برطرف  

مى سازد و نه عصيان و نافرمانى ايشان ضررى را بدو متوجه 

 كرده ، يا نقصى را به او وارد مى آورد. خداوند بى نياز مطلق 

 است و ماسواى او نيازمندان درگاه اويند. همه موجودات هم در  

مقام ايجاد و هم در مقام بقاى ذات ، محتاج فيض او هستند. اگر 

 لحظه اى لطف او منقطع گردد، زوال و نابودى گريبانگير  

ممكنات  خواهد شد. 

 لذا اگر خداوند عبادتى را در حق افراد انسانى واجب قرار داده و 

 انسان را موظف ساخته است كه دستورهاى اخلاقى حميده را به 

 كار بندد و خويش را به صفات پسنديده آراسته كند و از دستورهاى 

 اخلاق ذميمه دورى كرده ، نفس و جان خويش را از آن صفات ، 

 پاك و مصفا گرداند، همه و همه به اين جهت بوده است كه خود 

 انسانها با عبادت و بندگى خدا و تقرب به درگاه او سود برده ،  

راه ترقى و كمال را بپيمايند و با دورى از محرمات و ناپاكيها خويش 

 را از صدمات جسمى و معنوى مصون و محفوظ نگه دارند. 

 پس سود و نفع مادى و معنوى عبادات و دستورهاى دين به خود  

انسانها بر مى گردد و نفع و ضررى به حال خداوند كه خالق همه 

 چيز و بى نياز از همه چيز است ، ندارد. 

يكى از عبادات واجب ، نماز است . اين عبادت اگر كما هو حقه  

(آن گونه كه سزاوار آن است ) بجا آورده شود، موجب مى گردد  

كه انسان نمازگزار از امور مادى ، لذائذ و نعم جسمانى و مادى دورى 

 كند و روح و جان خويش را با عوالم بالا ارتباط دهد، و نيز باعث  

مى شود كه انسان با پاگذاردن بر هر آنچه او را از خدا غافل مى كند، 

 به پروردگار مشغول شود و با او با تمام حضور قلب و توجه باطن 

 راز و نياز كند. اين عبادت سبب مى شود كه استعدادهاى نهفته در  

آدمى كه او را به باطن اين عالم سوق مى دهد زنده و شكوفا گردند  

و سرانجام انسان از حضيض دنيا و ماده به بلنداى معنويت و صفا  

اوج گيرد؛ در اين راه سلاح او صلوة است و همين وسيله تقرب  

است كه در شرع مبين اسلام از اهميت بسزايى برخوردار مى باشد  

و ائمه هدى و پيامبر اكرم عليه و عليهم السلام در اين باره سفارشهاى 

 فراوان و تاءكيدهاى مهمى داشته اند. 

 نماز عبادتى است كه بين عبد و مولا ارتباط برقرار مى كند و اين  

ارتباط سبب مى شود كه عبد در بقيه امور زندگانى خدا را مد نظر  

گيرد و او را فراموش نكند. در نماز است كه انسان ، نياز ذاتى 

 پناهندگى به قدرت مطلق را اشباع مى كند. مگر نه اين است كه  

طفل به مادر پناهنده مى شود و ضعيف به قوى ، و اين احساس يك 

 زمينه ذاتى در درون انسان و در اعماق روح او دارد؟  

پس چه كسى بهتر و شايسته تر از خداى حكيم ، قادر و بى نيازى 

 كه خالق ما و مسجود و محبوب ماست . در نماز به او پناه مى بريم  

و روح و جانمان را آرامش بخشيده ، با او راز و نياز مى كنيم .



رحلت جانگداز رسول رحمت محمد مصطفی ( صلی الله علیه و آله )

وشهادت سبط اکبر ایشان امام حسن مجتبی ( علیه السلام )

و شهادت ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا ( علیه السلام )

بر عموم شیعیان و دوست دارانشان تسلیت باد .

یا رسول الله

آه و واویلا، که چشمان پیمبر بسته شد

باب وحی و خانۀ زهرای اطهر بسته شد

دست فتنه، باز شد بازوی حیدر بسته شد

هم عزای مصطفی، هم غربت شیرخداست . . .



                               حقایق عاشورا و اربعین ‏

اربعین

قال الحسین(ع): کتاب الله عز و جل علی اربعه علی العباراه  و الاشاراه و

اللطائف و الحقایق.

امام حسین(ع)فرمودند: 

کتاب خدا بر چهار رکن است. 1- عبارات 2- اشارات 3 - لطایف 4- حقایق-

فالعباره للعوام و الاشاراه بلخواص  و اللطائف للأولیا و الحقایق الحقایق للانبیاء  

(بحار - عوالی اللالی جلد 4 ص 105- نقل از امام علی(ع) و امام حسین(ع))‏

قرآن عباراتی دارد که همه آشنا هستیم و برای عموم مردم  است که قرآن را

می خوانند و اشاراتی دارد که فراتر از عبارات است و برای خواص است

و به قول حافظ:  اهل بشارت، اشارت رامی دانند؛آن کس است اهل بشارت

که اشارت داند ‏ ‏نکته ها هست  ولی محرم اسرار کجاست؟ ‏

و در قرآن اشارات زیادی است ولی آن کسانی که اهل  عبارات هستند اشارات

را نمی فهمند.‏

و قرآن لطایفی دارد که بالاتر از اشارات است، لطیفه های خاص که نکته سنج ها

و اهل لطیفه ها هستند که  می توانند ظرایف آن را کشف کنند.

و بعد از لطایف،  قرآن حقایقی دارد که بالاتر از لطایف است که مخصوص 

 انبیاء و معصومین و ائمه اطهار(ع) است.

همان طور که قرآن دارای چهار رکن است تمام اشیاء و  کل آفرینش هم بر چهار

رکن است.

یعنی آفرینش هم  عباراتی دارد که افراد در آن سیر می کنند، و اشاراتی 

 دارد و آن، این است که انسان شب چشمش به ستاره ها  می‌افتد و توده

مردم هم این را می بینند اما چشمک زدن  ستارگان، اشاراتی دارد که

همه متوجه آن نمی شوند.‏

کیست که می دهد به ما این همه حسن دلبری         

                                                   زهره به رقص آورد نور دهد به مشتری‏

غیر از این مجموعه اشارات، لطایفی در ستارگان است  که اهل اشارات

نمی فهمند. یک منجم ورزیده و توانا  می تواند حرکت سیارات را دقیق

ارزیابی کند، چگونگی،  حجم و... اسراری هم در سیارات است که کار

اولیاء است  و متخصصین این فن، آن اسرار و حقایق را می فهمند که  

کار منجم هم نیست.‏

یک دریا هم همین طور است؛ عده ای به جهت تفریح یا درمسیر سفر به

دریا می روند، دریا را می بینند، داخل آب  می‌شوند و تنی به آب می زنند،

آب  و ساحلی و موجی و... این عبارات دریاست اما اشارات دریا را یک

شناگرمی فهمد که می تواند دو یا سه کیلومتر شناکنان جلو برود، 

 متوجه عمق دریا بشود و لجه دریا را متوجه می شود، با ماهیان دریا

برخورد می کند، موجهای بلند وعجیب را می بیند و... ولی دریا غیر از

اشارات، لطایفی هم دارد و آن اینکه در درون دریا ماهیهای گوناگون،

جنگل های زیبا در ته دریا و اسرار زیادی در دل این جنگل ها، نهنگ های  

بزرگ دریایی و... این را کسی می‌فهمد که غواصی بداند و با اکسیژن کافی

برود در عمق دریا. اینها اولیاء هستند و  گروه چهارمی هستند که غیر از

شناگری و غواصی، مسلط به علوم دریایی هم هستند که وقتی ماهیان را

می بینند، می فهمند چند گروهند، کدام بخش دریا چه نوع ماهیانی دارد، 

 جنگلهای دریایی و در و مرجان و صدفهای دریایی و  ویژگی های هر یک

را می شناسند و... که این از حوزه سه گروه اول خارج است و این

حقایق دریاست.‏

پس اشارات قرآن برای کسی است که شنا بلد است، همین  طور که

می خواند اشارات را می فهمد و هرچه مهارتش  بیشتر، درکش بهتر

است و اشارات بیشتری به‌ دست می آورد و دسته دیگر اهل ولایت

است، اهل عشق است و عشق، فن نیست، خیلی قدرت ایجاد می کند،

عشق یعنی باختن خویش در راه معشوق، کسی که این رمز و راز

جان باختن، سرباختن را بلد است شروع می کند به در آوردن لطایف قرآن،  

کسی که با زبان عشق جلو می آید لطایف بسیاری از قرآن را  درک می کند. 

بقیۀ مطالب را در < ادامۀ مطلب > بخوانید



 مراتب عرفانی حضرت زینب ( سلام الله علیها )

زنى كه نمى‏خواهد در حماقت و جهل زندگى كند و تسليم دنياپرستان شود،  

چگونه زيستن را از كجا و چه كسى بياموزد؟ در اين دنياى پرتلاطم مادى 

 و زرق و برق‏هاى پرجاذبه و فريبنده كه ممكن است هر دين‏دارى را به  

سوى خود بكشاند، آيا راهى براى خود ساختن و صحيح زيستن وجود دارد؟ 

آيا در مذهب و فرهنگ ما زن مى‏تواند بينشى اصيل، مستقل و مناسب 

 با طبيعت فطرى خود داشته باشد تا بازيچه مغرضان، استعمارگران و 

 هوسرانان دنياى مادى نشود؟ براى به دست آوردن پاسخ بايد به سراغ 

 قرآن و تاريخ اسلام رفت. 

قرآن كريم زنانى را معرفى مى‏كند كه به خودسازى و زندگى پاكيزه 

 دست ‏يافته‏اند مانند آسيه (همسر فرعون) و مريم مادر مسيح. در تاريخ 

 اسلام نيز افرادى اين راه را پيموده و به ما آموخته‏اند كه چگونه باشيم  

و چگونه زندگى كنيم. آنها زندگان تاريخ‏اند. 

در اين مقاله به برخى از صفات يكى از آن بانوان، حضرت زينب  

سلام الله عليها اشاره مى‏كنيم و گوشه‏هايى از زندگى درخشان آن بانو 

 را به نظاره مى‏نشينيم. 

محيط تربيتى خانه على(ع)

اولين محيط تربيتى هر انسان خانه اوست.خانواده زينب، پدر و مادر او  

نمونه‏هاى كامل انسانيت هستند. على(ع) تا زمانى كه زنده بود ذره‏اى 

 غير از حلال نخورد و براى غذاى خود به نان جو خشكى همراه با  

شير اكتفا مى‏كرد. آخرت را بر آسايش و راحتى زندگانى دنيا ترجيح  

مى‏داد و اگر در مقابل دو كار الهى قرار مى‏گرفت، كار سخت‏تر را 

 انتخاب مى‏كرد. خود آب از چاه مى‏كشيد و هيزم براى آتش مى‏آورد. 

 على(ع) هميشه خوشرو و متبسم، متواضع و فروتن بود. بسيار ساده 

 مانند بردگان مى‏نشست و غذا مى‏خورد. در عبادت بى‏نظير بود.  

در هر شبانه روز اى بسا هزار ركعت نماز مى‏خواند. كانون خانواده‏اش 

 سراسر ايثار، محبت و تعاون بود.

مادر زينب يعنى فاطمه زهرا(س) نيز الگوى فضايل و در تربيت 

 فرزندانش بسيار كوشا بود. تمام كارهاى خانه را خود انجام مى‏داد. 

 گندم آرد مى‏كرد و آرد را خمير مى‏نمود و نان مى‏پخت و لباس ‏وصله مى‏زد. 

 شب هاى جمعه تا صبح در حالت ركوع و سجده به سر مى‏برد و جز 

 براى ديگران براى خود هيچ دعا نمى‏كرد. در اثر كار زياد بدنش رنجور 

 شد، تا آنجا كه على(ع) فرمود: در پى آب كشيدن از چاه اثر آن بر سينه 

 زهرا باقى ماند و در اثر آرد كردن با آسياب دست‏هايش پينه بست و در 

 اثر نظافت و پخت و پز لباسش پيوسته گردآلود بود. در سخن گفتن از 

 راستگوترين افراد بود.

اين خانواده بهترين الگو براى احترام متقابل نسبت ‏به يكديگر است،  

احترام به همسر يكى از اصول زندگى خانه آنهاست. على(ع) مى‏فرمايد: 

 «به خدا قسم من هيچ زمان فاطمه را خشمناك نكردم و او را بر كارى 

 اجبار ننمودم تا اينكه از دنيا رحلت كرد و همچنين هيچ‏گاه فاطمه مرا  

خشمناك نكرد و از من نافرمانى ننمود و هر وقت ‏به او نگاه  

مى‏كردم غم‏ها از وجودم رخت‏برمى‏بست.»

انفاق اين خانواده سرمشق زندگى همگان است، زيرا پناهگاه يتيمان، فقيران 

 و بردگان بوده و از كوچك تا بزرگ ايشان حتى غذاى خود را براى 

 خدا از خويش دريغ مى‏داشتند و به نيازمند مى‏دادند. (آيات‏7تا 11 سوره  

«هل اتى‏» بيان كننده روحيه جود و بخشش اين خانواده است.) 

فرزندان اين خانواده كه از جمله آنها «زينب‏» است، از مكارم اخلاق اين 

 پدر و مادر بهره‏ها گرفته‏اند، در دانش، زهد، صبر، عفت، حضور در  

صحنه‏هاى سياسى.

از روايات و اخبار استفاده مى‏شود كه بخشى ازعلوم بانو زينب  

سلام الله عليها از جانب پروردگار به او افاضه شده بود. 

زينب در چنين خانواده و محيطى بزرگ شد. او نزد بهترين آموزگاران 

 بشريت تربيت ‏يافت. 

بقیۀ مطالب را در «ادامۀ مطلب» مطالعه بفرمائید




مطالب قديمي‌تر



[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]