منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
لينک دوستان
پيوندهاي روزانه
درباره

باید توجه داشت که گرچه اصل وحقیقت عرفان امری متعالی ومطلوب ودرراستای تکامل انسان وبلکه حقیقت کمال اواست ؛ ولی این مسأله نباید موجب گردد که تصور کنیم همه کسانی که به این نام شناخته ودراینراه دیده می شوند به زلال حقیقت وروح عرفان ومعنویت دست یافته اند .بنابراین باید بسیارمراقب باشیم تا نام ها وعناوین ، مارافریب ندهند .هرجا اسم عرفان وعارف وسیر وسلوک هست ، معلوم نیست ازحقیقت عرفان نیز خبری باشد .کم نبوده ونیستند کسانی که گر چه درنیت خویش برای سیروسلوک صادق بوده اند ؛ ولی دراثر عدم آشنایی با معیارهای عرفان حقیقی ،به دام منحرفان ومدعیان دروغین افتاده ا ند وبه جای سیر الی الله دربیراهه های گمراهی وانحراف گرفتار آمده اند .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی

 



على عليه‏ السلام اسوه عبادت و عبوديت  

حضرت على عليه ‏السلام نمونه اعلاى عبادت و عبوديت است

و طبعا مصداق روشن «انسان كامل» است. آن حضرت هر

چند جامع همه كمالات و مجمع همه فضيلت‏ هاست و در

درياى بی ‏پايان شخصيت وى همه گوهرهاى ناب يافت مى‏شود

و به قول شاعر اهل بيت «ابن حماد» (ترجمه): «بی باكانه از

دريايى سخن بگوكه در آن شگفتی ‏هايى است كه همه تازه

و بديع است» (1) و به قول ديگرى: «همه چيز على

شگفت ‏انگيز است» (2) اما عبادت و عبوديت على، كه

از «عرفان» عميق آن حضرت نشأت می ‏گيرد، در ميان

ابعاد وجودى وى، از عظمت و قداست ويژه ‏اى برخوردار

است، به‏ گونه‏ اى كه كسى را ياراى نزديك شدن به آن نيست.

عبوديت و عرفان على عليه ‏السلام در واقع، مركز دايره

شخصيت وی  و ديگر ارزشهاى بی ‏شمار او به منزله

شعاع‏ هاى آن است.پر اوج‏ترين حالات آن حضرت زمانى

است كه به عبادت و مناجات با خدا می ‏ايستد و عميق‏ترين

سخنان او زمانى است كه از توحيد و عبوديت سخن

مى‏گويد.

على عليه ‏السلام، آشكار پنهان

مشكل آن است كه شخصيت اميرالمؤمنين عليه‏السلام

از چنان وسعت و عظمتى برخوردار است كه مرغ انديشه

از پرواز به قله وجودش باز می ‏ماند (3) و قلم از كشف

ژرفاى صفاتش باز می ‏ايستد و چاره‏اى جز اعتراف به

حقيقتى كه در زيارت آن حضرت آمده است ندارد:

«ستايشگر به وصف تو احاطه نمی ‏يابد» (4)

چگونه می ‏توان از شخصيتى سخن گفت كه

خدا و پيامبران و فرشتگان ستايشگر او هستند. (5) و

بهشت و ساكنان آن مشتاق لقاء او هستند. (6) و ضربه

شمشير او برابر با «عبادت ثقلين» است؛ (7) ابرمردى كه

«خيرالبشر»، (8) «مدار حق»، (9) «تقسيم‏گر بهشت و

جهنم (10) و ... است (11) اما با همه اينها ما ناچاريم از

اين درياى بی پايان، بويژه در بعد عرفان و عبوديت، به اندازه

ظرفيت خويش بهره بگيريم. زيرا از يك سو، هدف آفرينش

انسان ـ به تعبير قرآن ـ عبادت و پرستش است و از سوى

ديگر، على عليه ‏السلام نمونه اعلاى عبادت و عبوديت است.

بهره ‏گيرى از اين مشعل هميشه فروزان هديت بدون

شناخت وى ـ هر چند محدود ـ امكان‏ پذير نيست و اين چيزى

است كه ـ بنابر نقل ـ خود آن حضرت از ما خواسته است.

در حديثى از آن بزرگوار آمده است: «واى بر كسى كه از

شناخت من محروم باشد و حق من را نشناسد، همانا حق

من، حق خداست» (12) اين همان مطلبى است كه بارها

پيامبر پيشاپيش آن تأكيد كرده است. اين نيز يكى از شگفتى

‏هاى على عليه السلام است كه با آن همه عظمت و با آن

همه رمز و راز، براى همه رهبر و ؟؟؟؟ او براى همه قابل

دسترسى است. آرى على عليه‏ السلام براى همه الگو و

اسوه است و به همين دليل «علی ‏شناسى» براى همه

فريضه است. بنابراين، با توجه به دو نكته ياد شده

(لزوم شناخت على عليه ‏السلام از يك سو و فوق انديشه

بودن عمق شخصيت او از سوى ديگر) بايد به هنگام بحث

و بررسى شخصيت عرفانى و معنوى اميرالمؤمنين

عليه ‏السلام، «توصيف» را با «تنزيه» در آميزيم و بدانيم

كه آن حضرت را تنها در آينه انديشه خود نظاره می ‏كنيم

و از درياى وجود او با پيمانه محدود خويش بهره م‏ی گيریم

و بيش از آن طمع خامى است كه بايد از آن پرهيز كرد.

بعد از مقدمه بالا و با اعتراف به قصور و تقصير در پيشگاه

قدسى امير المؤمنين عليه‏ السلام، در آغاز شمه ای  از عبوديت

و عبادت آن حضرت بيان می ‏شود.

بقیۀ مطالب را در « ادامۀ مطلب » بخوانید



 ولادت زهرا سلام الله علیها  مبارک

از شروط مهم عارف بودن: نیکی به پدر و مادر 

نیکی به پدر و مادر، وظیفه ای اخلاقی است که در واجب بودن  

شکر مُنعم ریشه دارد. انسان فطرتاً شاکر و سپاسگزار کسی است  

که به او نیکی کرده است. سپاسگزاری از پدر و مادر، نشانه و  

گواه سلامت فطرت است و کسی که به پدر و مادر خود نیکی می کند، 

 از فطرت خود پاسداری کرده است. اهمیّت سپاسگزاری از پدر و  

مادر، چنان است که خداوند پس از امر به شکرگزاری از خود،  

شکر پدر و مادر را آورده است:  


وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِی  

عامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ ؛[لقمان، ۱۴] 

 
 
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش  

(به هنگام بارداری) او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد 

 و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می یابد (آری او  

را سفارش کردیم) که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که  

بازگشت (همه) به سوی من است. 
 

و همانطور که کسی نمی تواند شکر پروردگار به جای آورد،  

شکرگزاری از پدر و مادر نیز  بسیار دشوار و در حدّ محال  

است. 

از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ روایت شده است:  


لن یجزی ولد عن والده حتی یجده مملوکاً فیشتریه و یعتقه؛ 

[المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴] 

 
هرگز فرزندی پاداش پدرش را ادا نمی کند، مگر آنکه پدر  

مملوک باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد. 

و نیز از ایشان روایت شده است: 
 

برّ الوالدین افضل من الصلوه و الصوم و الحج و العمره و 

 الجهاد فی سبیل الله؛[المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴] 

 
نیکی به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره  

و جهاد در راه خداست. 

نیکی به پدر و مادر چنان اهمیتی دارد که حتی پدر و مادری 

 که از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم  

کرده اند، باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیکی کند.

مادر حق ویژه ای دارد و نیکی به او مقدم است. امام صادق 

 ـ علیه السّلام ـ فرمودند: 
 

شخصی نزد پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آمد و 

 پرسید ای پیامبر! به چه کسی نیکی کنم؟ فرمودند: مادرت. 

 پرسید: سپس به چه کسی؟ فرمودند: مادرت. باز پرسید: 

 سپس به چه کسی؟ فرمودند: به مادرت. دوباره پرسید:  

سپس به چه کسی؟ فرمودند: به پدرت.

 در چهار سوره از قرآن کریم دستور به احسان به والدین  

بلافاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته

این همردیف بودن دو مسئله بیانگر این است که قرآن تا چه 

 حدّ براى والدین احترام قائل است:

«لا تعبدون الا اللَّه و بالوالدین احسانا» بقره، ۸۳

جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید .

 «و اعبدوا اللَّه و لا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احساناً» نساء، ۳۶

خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید و به پدر و 

 مادر نیکى کنید.

 «الاّ تشرکوا به شیئاً وبالوالدین احساناً» انعام، ۱۵۱

اینکه چیزى را شریک خدا قرار ندهید و به پدر و مادر نیکى کنید .

 «و قضى ربک الاّ تعبدوا الاّ ایاه و بالوالدین احساناً اسراء، ۲۳

و پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر  

نیکى کنید . 

بقیۀ مطالب را در <ادامۀ مطلب> بخوانید



یا فاطمه



حضرت زهرا

  

 نظر آیت‌الله شاه‌آبادی بزرگ درباره محبت حضرت زهرا(س)  

 

 

آیت‌الله نصر‌الله شاه‌آبادی از قول این عالم ربانی چنین نقل می‌کند:

«سالک الی الله در صورتی می­تواند به جایی برسد که در ضمن  

 

سیر، اوّل مرتبه اتکاء به خانم حضرت صدیقه (س) داشته باشد و 

 

 این محبت خانم حضرت صدیقه(س) است که انسان را به راهی 

 

 که باید برود هدایت می­کند و اگر نباشد اصلاً سیری وجود نخواهد  

 

داشت. ایشان از ائمه علیهم السلام روایت می­کردند که شما هر 

 

 وقت محتاج می­شوید دست به دامن ما شوید و ما هر وقت گرفتار 

 

 می­شویم دست به دامن مادرمان می­شویم. گرفتاری و احتیاج ائمه  

 

علیهم السلام همان مقامات قرب الهی است که حد یقف ندارد و 

 

 لذا ایشان می­فرمود محال است سالک سیر و سلوک کند و به 

 

 جایی برسد مگر از طریق خانم حضرت زهرا (س) و البته منظور 

 

 از این که به جایی برسد، نه این امور که مثلاً افکار را بخواند  

 

یا هر چیز می­خواهد برای او مهیّا باشد، نه! آن­ها اصلاً ارزش  

 

ندارد.  

 

آن چیزی که ارزش دارد مقام قرب پروردگار است و این مقام  

 

محقق نمی­شود مگر از طریق خانم حضرت زهرا (س).»



 آیت الله سعادت پرور

 توصیه های اخلاقی

آيت الله پهلواني(ره ) به واسطه انجام دستورات 

 اخلاقي و درك فيوضات روحاني مرحوم علامه، 

 به درجاتي از عرفان و معنويت دست يافت  

كه پس از رحلت علامه طباطبايي، برخي از  

شاگردان آن استاد فرزانه، با اصرار فراوان،  

خوشه چين اخلاق و عرفان آيت الله پهلواني 

 شدند و ايشان در طول حيات خود، شاگردان 

 بسياري را تربيت كرد

 1- اي عزيزان من! خود را بشناسيد كه شناختن خدا در 

 خودشناسي  است. كسي از اين انديشه (خداشناسي) 

 زيان نديده است.  

2- كوشش بي جا براي دنيا مكنيد كه به غير روزي خود نتوانيد  

رسيد. غم و غصه دنيا را به خود راه ندهيد كه زيان در اين است.  

3- از هواپرستي كناره گيريد تا همه چيز به شما داده شود و بدانيد  

آن چه در هواپرستي مي جوييد در ترك هوا يافت مي شود. 

4-  نفس را نبايد زياد در فشار گذاشت تا از فرمان سركشي كند؛  

بلكه بايد همه لذايذ را به طور اعتدال به او داد. در اولين قدم بايد 

 لذت شرك جلي و معصيت خدا را قطع كرد و به مرور زمان  

دست به امور ديگر زد. 

 5- در مقابل شيطان به واجبات و ترك  معاصي بپردازيد  

هنگامي كه قدرت معنوي تان افزوده شد به  ترك مكروهات  

و انجام مستحبات بپردازيد. 

 6- شخص غير روحاني اگر هوا پرست شود يا اطاعت شيطان  

كند ضرر به خودش مي رساند؛ ولي شخص روحاني ضررش  

به يك معني به جامعه مي رسد و لو اين كه به معني ديگر هوا  

پرستي ضررش به تمام عوالم - بشر و موجودات ديگر مي رسد.  

7- در عبادت مقيد باشيد به كيف آن نه كم. 

 8- در هر عمل عبادي كه انجام مي دهيد توجه داشته باشيد  

چه مي گوييد و با چه كسي سخن مي گوييد. 

 9- عبادات ظاهري هر چند كه انسان را از كارهاي ناشايسته 

 باز مي دارد. ولي اگر خلوص آنها زياده  گردد، تقرب زيادتر 

 گردد و مي تواند شما را به عبوديت رساند. 

 10- اخلاص در اعمال را در پيشاني هر عملي قرار دهيد.  

اگر عمري بي خلوص اعمال خود  را انجام دهيد، مثل حيواني 

 هستيد كه براي روغن كشي شب و روز دور خود بچرخد،  

اما راهي طي نكرده باشد. 

 11- بايد بدانيد اين جهان جز خواب  و خور و اعمال ديگر 

 شبيه آنها بيش نيست، اما اگر از اين  خواب و خور نتيجه 

 گيري كنيد، به جايي مي رسيد كه ملائكه  حيران شما گردند 

 و عالم به فرمان شما آيند.  

12- از افراط و تفريط در امور بپرهيزيد. به قدري كه احتياج 

 به خواب داريد خواب برويد؛ نه بيداري زياد بكشيد كه از 

 تمام امور شايسته اخروي و يا دنيوي بمانيد و نه زياد  

بخوابيد كه از مهم باز مانيد، بلكه بر طبق نظري كه خداوند 

 به وسيله سفرايش معين فرموده عمل كنيد. 

 13- در كسب علم و تحصيل علاوه بر امور گذشته بايد به  

وظيفه اصلي آشنا باشيد تا از علومي كه شما را فايده  

نمي بخشد، احتراز جوييد.  

14  - رفقاي خود را بشناسيد، پس از آن رفاقت كنيد. مبادا 

 با غافلين رفاقت كنيد كه شما را معين نيستند و از كار دنيا 

 و آخرت هم شما را عائق و مانعند. 

 - از رفتن به قبرستان مسلمانان در هر شهري كه هستيد  

مضايقه ننماييد كه بهترين مذكر (تذكر دهنده) است. 

 16- با اهل دل، دنياديده ها و پيرمر دها بسيار معاشرت كنيد 

 كه معين دنيا و آخرتند. 

 17- هميشه در فكر آن باشيد وظيفه خود را انجام دهيد، در 

 هر لباسي، با هر كسي و در هر مقام، نه تملق كسي گوييد  

و نه در فكر آن كه نسبت به خود از كسي تملق بشنويد.  

بشر را يك مردن است، در راه وظيفه باشد يا برخلاف وظيفه. 

 18- دل خود را محكم نگاه داريد و از جواني در تمام جزئيات 

 و امور خود اين چنين باشيد تا در پيري بتوانيد چنين باشيد.  

19- از كوچكي اين انديشه را در سر داشته باشيد كه تمام  

قدرت ها در كف عنايت حق است، هيچ كس نمي تواند اگر  

خدا نخواهد به من صدمه اي زند، من بايد به وظيفه ام عمل  

كنم، و لو عالم با من دشمن شوند، اگر چنين شديد آن وقتي  

كه به مقام و رياست رسيديد يا آن كه وظيفه بزرگي براي  

شما پيش آ مد از عمل باكي نداريد.  

بقیۀ مطالب را در« ادامۀ مطلب » بخوانید




مطالب قديمي‌تر



[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]